عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 39
نویسنده : smjh
دیدگاه رهبری (شاخص های انقلابی بودن – 2 )

دیدگاه رهبری (شاخص های انقلابی بودن – 2 )


پنج شاخص انقلابی بودن از دیدگاه آیت الله خامنه ای: پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب؛ هدف‌ گیری آرمانهای انقلاب و همّت بلند برای رسیدن به آنها ، پایبندی به استقلال همه‌ جانبۀ کشور؛ حسّاسیّت در برابر دشمن و عدم تبعیّت از او ، تقوای دینی و سیاسی .



در قسمت اول این مطلب ، بخشی از سخنان حضرت آیت الله خامنه ای در سالروز رحلت جانسوز امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را که در کنار مرقد مطهر ایشان ایراد شده بود ، مطرح کردیم. در این بیانات ، رهبر معظم انقلاب پس از برشمردن برخی صفات برجسته حضرت امام ، به تشریح پنج ویژگی یک فرد انقلابی پرداختند که ما نیز یکی از آنها یعنی "پایبندی به مبانی اساسی انقلاب" را از زبان ایشان توضیح دادیم و امروز ، چهار شاخص دیگر انقلابی بودن را تشریح می کنیم.


دومین شاخص انقلابی گری که آیت الله خامنه ای برشمردند ، "همت بلند برای رسیدن به آرمانهای انقلاب" است. بی شک ، برای رسیدن به اهداف بزرگ ، اراده ، همت و تلاش مضاعف لازم است، وگرنه هدف اگرچه متعالی باشد ، دست نیافتنی خواهد بود. ایشان در این باره می فرمایند : « شاخص دوّم این است که هرگز منصرف نشویم از رسیدن به آن اهداف بلند و آرمانهای بلند؛ تسلیم نشویم در مقابل فشارها. البتّه شما وقتی ‌که در یک راهی می روید که دشمنی بر سر آن راه هست، برای شما مانع ایجاد می کند؛ (امّا) این بایستی مانع نشود از رفتن شما، از ادامۀ حرکت شما؛ تسلیم فشارها نشویم، رضایت به وضع موجود ندهیم، که اگر رضایت به وضع موجود دادیم نتیجه‌ اش عقبگرد است.» رهبر انقلاب اسلامی در این زمینه پیشرفت های بزرگ علمی ایران را در سالهای اخیر مثال می زنند و تأکید می کنند : « ... اگر به همین اندازه قانع شدیم، عقب خواهیم ماند؛ عقب خواهیم رفت؛ نه، راه پیشرفت تمام ‌شدنی نیست؛ باید رفت تا رسید به آرمانهای بلند.»

دیدار رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی
ویژگی مهم دیگری که مقام معظم رهبری برای انقلابی بودن ذکر می کنند "پایبندی به استقلال" است که شامل استقلال در همۀ عرصه ها می شود. تکیۀ آیت الله خامنه ای بر این ویژگی، نشان می دهد که آن را بسیار مهم و اساسی می دانند. ایشان استقلال سیاسی را چنین توضیح می دهند : «معنایش این است که ما در زمینۀ سیاسی فریب نخوریم؛ دشمنی که هدفش این است که دولتها و ملّتها را به‌ دنبال خود بکشاند، به شیوه‌های مختلفی توسّل می جویَد. این‌ جور نیست که همیشه با تهدید حرف بزنند؛ نه، گاهی هم با تملّق حرف می زنند؛ گاهی به انسان نامه می نویسند که شما بیایید با ما که آمریکا هستیم مسائل جهانی را با مشارکت یکدیگر حل کنیم؛ ... امّا باطن قضیّه این نیست؛ باطن قضیّه این است که او یک نقشه‌ ای دارد؛ می گوید شما بیا در نقشۀ من، بیا در آن میدانی که من ترسیم کرده ‌ام بازی کن؛ نوع بازی را هم او معیّن می کند. شما بیا این کار را انجام بده تا آن هدفی که برای آن نقشه کشیده شده است، تحقّق پیدا بکند.»


رهبر معظم انقلاب اسلامی در زمینه مراقبت از استقلال سیاسی ، اصرار آمریکائیها به جمهوری اسلامی ایران برای همکاری در بحران سوریه را مثال زدند و فرمودند : « آنها یک نقشه ‌ای دارند، یک هدفهایی را ترسیم کرده ‌اند، مایلند به آن هدفها برسند و البتّه مایلند که از قدرت و نیرو و نفوذ هر کشوری استفاده کنند، ازجمله جمهوری اسلامی ایران. اگر جمهوری اسلامی اینجا خام بشود، وارد بازی آنها بشود، معنایش این است که جدول کاری آنها را پُر کرده است؛ معنایش این است که نقشۀ آنها را کامل کرده است. این خلاف استقلال است؛ این به ظاهر چیزی نیست که دولتی یا کسی بیاید بر کشور حکومت بکند که بگوییم استقلال کشور از بین رفت امّا ضدّ استقلال سیاسی است.»


اسلام دینی است که بر افکار و عقاید استوار است و به همین دلیل انقلاب اسلامی ، استقلال فرهنگی را بسیار مهم می داند و آیت الله خامنه ای نیز بر آن تأکید می ورزند و می گویند : « استقلال فرهنگی در این است که سبک زندگی را، سبک زندگی اسلامی - ایرانی انتخاب بکنیم. ... تقلید از غرب و از بیگانه در سبک زندگی، درست نقطۀ مقابل استقلال فرهنگی است.» ایشان سالهاست خطر تهاجم فرهنگی غرب را گوشزد می کنند و در سخنرانی اخیر خود نیز در بارۀ تأثیر وسایل ارتباط جمعی جدید چنین هشدار دادند : « بنده نمی خواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نه، اینها ابزارهایی هستند که می توانند مفید واقع بشوند، امّا سلطۀ دشمن را از این ابزارها بایستی سلب کرد. نمی توانید شما برای اینکه مثلاً فرض بفرمایید رادیو و تلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت هم همین ‌جور است، فضای مجازی هم همین ‌جور است، دستگاه‌های اطّلاعاتی و ابزارهای اطّلاعاتی هم همین‌ جور است، اینها را نمی شود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز در اختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطۀ فرهنگی دشمن است.»


یک کشور تا وقتی از نظر اقتصادی وابسته باشد ، نمی تواند به خوبی استقلال سیاسی و فرهنگی خود را حفظ کند. بنا بر این استقلال اقتصادی نقش مهمی در حفظ استقلال و عزت یک ملت ایفا می کند. رهبر انقلاب اسلامی استقلال اقتصادی را " هضم نشدن در هاضمۀ اقتصاد جامعۀ جهانی " تعریف می کنند و درمورد ماهیت این اقتصاد چنین توضیح می دهند: «آیا اقتصاد جامعۀ جهانی یک نظم عادلانه و منطقی و عقلائی است؟ ابدا . اقتصادی که نقشۀ آن را جامعۀ جهانی کشیده است و مظاهر گوناگون آن در همه‌ی دنیا گسترده است، عبارت است از نقشه‌ ای و نظامی که سرمایه‌داران عمدتاً صهیونیستی و بعضاً غیر صهیونیستی برای تصرّف منابع مالی همۀ دنیا طراحی کرده‌اند. این نظم جامعۀ جهانی و اقتصاد جهانی است. اینکه یک کشوری اقتصادش را ادغام کند در اقتصاد جهانی، افتخار نیست؛ این خسارت است، این ضرر است، این شکست است. » اما یک کشور چگونه می تواند به استقلال اقتصادی دست یابد ؟ مقام معظم رهبری بارها پاسخ این سؤال را داده و گفته اند : « استقلال اقتصادی تنها با اقتصاد مقاومتی به ‌دست می‌آید. » اقتصادی که بر پایۀ تولید داخلی و تعامل با دیگران باشد.


"حساسیت در برابر دشمن" چهارمین ویژگی است که آیت الله خامنه ای برای یک فرد انقلابی مطرح کردند و در تشریح آن فرمودند : « دشمن را بشناسیم، نقشه ‌های او را تشخیص بدهیم، بر روی کارهای او، حرفهای او، اظهارات او حسّاس باشیم؛ و در مقابل زهری که او احتمالاً خواهد ریخت، پادزهر فراهم بکنیم و آماده باشیم برای اینکه حرکت او را خنثی بکنیم. این، حسّاسیّت در مقابل دشمن است. » ایشان ضمن انتقاد از معدود افرادی که وجود دشمن را انکار می کنند و آن را توهّم می انگارند، به ذکر مثال هایی از دشمنی نظام سلطه با انقلاب اسلامی و دیگر انقلابیون پرداختند و فرمودند : « ذات نظام سلطه اقتضا می کند که با نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی دشمن باشد؛ منافعشان ۱۸۰ درجه با یکدیگر اختلاف دارد. نظام سلطه اهل خیانت است، اهل جنگ‌ افروزی است، اهل ایجاد و سازماندهی گروه‌های تروریست است، اهل سرکوب کردن گروه‌های آزادی ‌خواه است، اهل فشار آوردن بر مظلومین - مثل فلسطین و امثال فلسطین- است؛ این طبیعت نظام سلطه است.»


رهبر معظم انقلاب اسلامی در ادامه تبیین دشمنی های استکبار، به توطئه هایی چون اشغال فلسطین، حمایت از کشتار مردم یمن، پشتیبانی از رژیم استبدادی شاه در ایران ، کمک به صدام دیکتاتور عراق برای حمله به ایران و مانند اینها اشاره کردند و نتیجه گرفتند : « هر فردی و هر جریانی که برای اسلام و به نام اسلام کار می کند، اگر به آمریکا اعتماد کند، خطای بزرگی مرتکب شده و سیلی‌ اش را خواهد خورد؛ کما اینکه خوردند. در همین چند سال اخیر جریانهای اسلامی، به ‌خاطر مصلحت‌ اندیشی، ... با آمریکایی‌ ها رفیق شدند، به آنها اعتماد کردند، چوبش را خوردند، سیلی‌ اش را خوردند و حالا دارند مصیبتهایش را تحمّل می کنند. هرکسی با نام اسلام در جهت اسلام حرکت می کند، اگر به آمریکا اعتماد بکند، خطای بزرگی مرتکب شده.»


یکی از ویژگی های لازم برای یک انقلابی مسلمان ، بی تردید " تقوای دینی و سیاسی" است که آیت الله خامنه ای به عنوان پنجمین شاخص انقلابی بودن مطرح کردند. ایشان در سخنرانی خود در کنار مرقد امام خمینی (ره) که خود مرد تقوا و سیاست بودند ، این ویژگی را چنین توضیح دادند : « یک تقوای فردی داریم که من و شما از گناه پرهیز کنیم، خودمان را حفظ کنیم... خودمان را از آتش دوزخ الهی، از آتش غضب الهی دور کنیم؛ این تقوای فردی است. ... تقوای اجتماعی - تقوای اسلامی مربوط به اجتماع- این است که در راه تحقّق این چیزهایی که اسلام از ما مطالبه کرده است، تلاش کنیم.» ایشان تلاش برای تحقق مطالبات و آرمانهای اسلامی چون عدالت اجتماعی ، حمایت از محرومین و مظلومین ، مقابله با ظالم و مستکبر را تکلیف دینی و تقوای الهی می دانند و اضافه می کنند : « تقوای سیاسی یعنی انسان از لغزشگاه ‌هایی که دشمن می تواند از آن استفاده کند، پرهیز بکند.»


مقام معظم رهبری فایدۀ عمل به شاخص های اساسی انقلاب اسلامی را چنین برمی شمرند : « خب، اگر این پایبندی به ارزشهای اساسی وجود داشت، حرکت انقلاب، حرکت مستمر و مستقیم خواهد بود و در تندباد حوادث، این حرکت تغییر پیدا نمی کند. » ایشان امام خمینی (ره) را الگویی کامل در زمینه عمل به این شاخص های انقلابی دانستند که می توان با اطمینان خاطر از ایشان پیروی کرد.


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 47
نویسنده : smjh
نماز؛ زيباترين شکل راز و نياز انسان با خدا



نماز؛ زيباترين شکل گفتگوي انسان با خدا

اشاره: نماز، زيباترين شکل ذکر و ياد خداست. برجسته ترين اولياي خدا، شيريني خلوت انس با محبوب را در نماز مي جويند.
نماز، ‌رويکرد انسان به خدا و پناه بردن به آستان رحمت اوست و روح ايمان را در وجود انسان زنده مي كند. نماز در انسان اين اطمينان را بوجود مي آورد كه به جايگاهي نيرومند و انهدام ناپذير تكيه دارد و به ريسماني دست يازيده كه گسسته نمي شود.
انسان در طوفان مشکلات و حوادث شكننده، اگر متصل به قدرت نامحدود الهي نباشد، مايوس و سرگردان مي شود. انساني که در نماز خود را با خدا پيوند مي دهد، در هيچ شرايطي خود را نمي بازد و احساس تنهايي نمي کند.
در اين نوشتار قصد داريم از نماز و آثار آن در روح و روان انسان سخن بگوييم و به آداب و شرايط قبولي اين فريضه الهي اشاره کنيم.

خداوند به پيامبر خويش فرمود:
« در ميان بندگانم کساني هستند که مرا دوست دارند و من هم آنان را دوست دارم. آنان مشتاق من هستند و من نيز مشتاق آنان. مرا همواره ياد مي کنند، من نيز به ياد آنان هستم. در تمام کارها به من نظر مي کنند، من هم توجهم به آنهاست.»
پيامبر گفت: « اي معبود من! کساني که مورد توجه تو هستند، چه نشانه هايي دارند ؟»
خداوند فرمود: « آنان در انتظار فرا رسيدن شب هستند تا هنگام تاريکي شب، با من به راز و نياز بپردازند. صورتهايشان را از روي فروتني بر روي خاک مي گذارند و مناجات مي كنند و به پاس نعمتهايي که به آنان داده ام، خالصانه مرا سپاس مي گويند... آنان به سبب عشقي که به من دارند، خود را به رنج و سختي مي اندازند. در آغاز، من نور خود را به دلهايشان مي تابانم تا با آن مرا بشناسند.»






آیة الله بهجت(ره) به نکته دقیقی اشاره می کنند که ممکن است
این نکته پرسش و شبهه ی بسیاری از آدم ها باشد.

این که چه حکمتی در تکرار نماز نهفته است.

چرا ما هر روز این آیه ها و سجده ها و رکوع ها را تکرار می کنیم.
هر روز این سلام های ثابت را می فرستیم.
بزرگان اهل معنا و معرفت و شخصیت های قرآنی و معنوی توجه شایانی به اهمیت نماز داشته اند و این موضوع البته مایه تعجب نیست.

وقتی از زبان معصوم علیه السلام می شنویم و می خوانیم که نماز، معراج مومن است پس شگفت آور نخواهد بود که شخصیت های شیعه بارها به این اصل مهم و عمود خیمه مسلمانی توجه نشان دهند.

عارف بالله، آیة الله بهجت ره نیز از جمله شخصیت هایی است که به مناسبت های مختلف در دیدارهایشان با مشتاقان عالم معنا و معرفت از جمله تقاضا برای موعظه و پند نکات دقیق و مهمی در باره نماز ارائه می کنند.
در بیانی ایشان پیرامون نماز فرموده اند:
"وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حق باز می‎ گردد، اولین چیزی را که سوغات می ‎آورد، سلام از ناحیه او است.

در دعای مسجد کوفه آمده است:
«اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَ یَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز می‎ گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی!"


حقیقت آن است که نماز در اصل یک سفر و عروج معنوی و روحانی است.

گشت و گذاری در سپهر جان و هنگامی که عبد مخلص از این سفر روحانی بر می گردد، مثل هر سفر محسوس دیگری چیزهایی با خود می آورد و دستاوردهایی از سفر خود دارد.
به تعبیر عامه با خود از سفر سوغاتی می آورد.

اما این سوغاتی چیست؟

از منظر آیت الله بهجت این سوغاتی، سلامی از جانب خدا و ناحیه الله است.

نمازگزار نماز خود را با سلام و تحیت و درود تمام می کند که از ناحیه خداست و به سوی او بر می گردد.
بالاترین لذت ها در نماز جمع شده است

"نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! نماز ، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می ‎شود.

تمام لذت ‎ها روحی است و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکویناً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است...

اما اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره ‎مند نشود، در عقل او خلل است.

نماز خواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی‎ شوند. "
در واقع این بیان به ظرایف زیبایی اشاره می کند که عموماً مبتلابه و دامنگیر عامه است.این که امکان دارد و محتمل است که بسیاری حظ و التذاذی از نماز خواندنشان نبرند و صرفاً برای این که یک تکلیف مشقت بار دینی را بجا بیاورند از رختخواب کنده شوند و سر سجاده بنشینند.

اما اگر نمازگزار حقیقی و اهل، سر سجاده بنشیند در واقع سر سفره نشسته است و همان التذاذی را که اهل دنیا از خور و خواب می برند و خوردن را نه به عنوان یک امر مشقت بار که به عنوان امر شادی آور و لذت بخش دنبال می کنند او نیز نماز را به مثابه امری شادی آور و لذت بخش دنبال می کند.
چه رمزی در این تکرار نهفته است؟

چرا ما هر روز این آیه ها و سجده ها و رکوع ها را تکرار می کنیم؟ هر روز این سلام های ثابت را می فرستیم؟




مطلب اول:

ما همه روزه خود را با آب شستشو می ‌دهیم و مراقب هستیم که آلودگی بر بدنمان ننشیند. آیا تا به حال کسی به ذهنش خطور کرده که آب برایم تکراری شده؟!


در روایات از نماز به عنوان نهری یاد شده که روزی پنج بار روح و روان خود را با آن شستشو می‌ دهیم.

طبیعی است که وقتی کسی از نماز به عنوان کاری تکراری و بدون فایده یاد می ‌کند، در واقع از فایده ‌ی نماز که همان شستشوی روح و روان است در غفلت است.


مطلب دوم:

ما انسان‌ ها در زندگی روزمره بارها به دیگران سلام می ‌دهیم و از زحمات آن ها تشکر می‌ کنیم.
بارها به دیگران ابراز محبّت می ‌کنیم و از کارهای خوبشان تقدیر و تشکر می‌ کنیم.

آیا می ‌توان گفت این کارها تکراری شده؟! درست است که تقدیر و تشکرها با الفاظی تکراری واقع می ‌شوند؛ اما هر تقدیر و تشکری روحی مخصوص به خود دارد و در این روح هیچ تکراری وجود ندارد.

نماز، در واقع تشکر از نعمت‌ های پی ‌در ‌پی الهی، بهانه‌ ای برای ابراز محبّت به خدای یکتا و نیز مدح و ثنای او می‌ باشد.

هر چند الفاظ نماز تکراری است؛ امّا روح نماز برای نمازگزارِ واقعی، هیچ وقت تکراری و خسته ‌کننده نخواهد بود.


مطلب سوم:

"شاید حکمت تکرار نماز (الفاظ آن) - علاوه بر تثبیت - سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ ساز نماز بعدی باشد."


ازحضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) روایت است که اگر هر دو روز یک مسلمان مثل هم باشد - فردای او بهتر از امروزش نباشد - او دچار خسران شده است.

اگر مصداقی به این بیان نورانی رسول مکرم اسلام صلوات الله علیه توجه کنیم مسلماً مهم ترین نشانه احتراز از این اتفاق، این است که نماز های یک مسلمان رو به صعود باشد.

همان طور که گفته شد مانند نردبامی که شخصی از آن به سمت بالا صعود می کند.

اگر آن شخص هر روز در یک پله از نردبان در جا بزند دچار خسران شده است و اگر روز بعد پایش را به جای گذاشتن بر پله بالاتر بر پله پایین تر بگذارد دچار خسران عظیم تری شده است.
نماز هم این گونه است. ما نمازها را تکرار می کنیم مثل کسی که بر نردبانی قرار گرفته و پاهایش را از روی پله ای به پله ای دیگر می گذارد و حکمت این تکرار همان حکمت تکرار حرکت بر روی نردبان است.

ما این حرکت را تکرار می کنیم نه به معنای آن که پایمان را بر همان جای پای پیشین بگذاریم بلکه تکرار می کنیم که نماز روز فردایمان کامل تر از نماز امروزمان باشد.
به عبارتی دیگر و بهتر:


نماز تكرار نیست؛ شاید در ظاهر تكرار باشد ولی در باطن هر نمازی مانند یك پله از نردبان است كه با هر وعده، پله ای به خدا نزدیك تر می شویم پس پله اول و آخر نردبان خیلی با هم متفاوتند.

و نکته آخر:


اگر شما باز هم می گویید: نماز یک عمل تکراری است، باید بدانیم هر تكراری بیهوده نیست، تكراری ترین عمل آدمی در طول حیات خوردن و آشامیدن است كه هیچ انسان عاقلی آن را زائد نمی داند بلكه آن را برای حفظ سلامت و تندرستی
لازم و واجب می داند؛ و نماز ورزش و تغذیه ی روح می باشد كه برای پرورش روح و سوخت و ساز مواد زائد و رذائل اخلاقی لازم و واجب است.


منابع:
خبرگزاری شبستان
حوزه
سایت هم اندیشی دینی

تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 42
نویسنده : smjh
چگونه نمازمان شیرین شود تا از خواندن نماز لذت ببریم؟؟؟



چگونه نمازمان شیرین شود تا از خواندن نماز لذت ببریم؟؟؟


خواهشا این مطلب رو تا انتها مطالعه کنید !!!!

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این كه متوجه شود از بین او و مُهرش عبور كرد.
مرد نمازش را قطع كرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی.
مجنون به خود آمد و گفت: من كه عاشق لیلی هستم تو را ندیدم، تو كه عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی كه من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟
نماز موضوعی است که متدیان، بسیار با آن سر و کار دارند اما مواجهه‌ی افراد مختلف با آن متفاوت است. نماز برای بسیاری دغدغه‌ است اما دغدغه‌ای آزار دهنده که تا پایان وقت با آنهاست و در آن لحظات پایانی که آن را به جا می‌آورند گویا که بار بزرگی را از دوش برداشته‌اند.
گروه دیگری نیز به نماز عادت کرده‌اند و چندان ارتباطی با آن نداشته و هیچ دغدغه‌ای برایشان ندارد و از سر عادت دیر یا زود آن را به جا می‌آورند.
اما در این میان هستند افرادی که نماز جور دیگری برایشان دغدغه است. این افراد توانسته‌اند ارتباطی با آن برقرار کنند و دغدغه آنها این است که آن را به نحو صحیحی به جای آورند.


اما چگونه نماز برای انسان شیرین می‌شود؟


نماز عبادتی که در ابتدای راه، نیاز به تمرین دارد تا عادت شده و مشقت آن هموار شود. از این روست که آموزه‌های تربیتی دین، گویای این است که کودکان از هفت سالگی به نماز فرا خوانده شوند تا کم کم با آن خو بگیرند. اما قدم بعد، ستیز با عادت شدن آن است. و تمام مشکل اینجاست که یا نماز برای افراد عادت نمی شود و یا تبدیل به عادت می‌گردد.

عادت نکردن افراد به نماز در ابتدای سنین تکلیف موجب کسالت و مشقت برای آنان در سنین بالاتر شده و باقی ماندن در عادت موجب عدم ارتباط با آن می‌گردد. اما نمازی که "قربانُ کلِ تقی" است و "معراج مومن" است، فراتر از تکرار واژه‌ها و انجام منظم حرکات است.
از قدیم انسانها دنبال جادو، ذکر، ختم، رمز و کیمیا بوده‌اند تا یکباره ترقی کنند. امروز هم کم نیستند افرادی که ذکر می‌دهند و آدمهایی که دنبال آن هستند و خود شما نیز قطعا نمونه‌های دینی آن را تجربه کرده‌اید. حتی منابع اسلامی نیز پر است از این دست ختوم و اذکار. اما کم‌اند افرادی که با این روشها گره‌ای گشوده باشند حتی با شیوه‌های دینی. اما چرا؟
علت عدم تأثیر عمده این موارد، عدم ارتباط با معناست. چرا که الفاظ منشاء اثر نیستند و آنچه سیراب می‌کند خود آب است نه اسم آن. گذشته از اینکه بسیاری از موارد غیر دینی آن شیوه‌ها، تهی از معنا هستند.
نماز نیز یکی از همان اکسیرهاست که به فرموده‌ی اولیای دین قربان و معراج است یعنی بال پرواز و ترقی. و آنچه گفته آمد همه برای این بود که عرض گردد نماز بهترین و تضمینی‌ترین ذکر و ختم و رمز برای ترقی و رسیدن به آرزوها و پر کشیدن به اوج آسمانهاست. اما نه ظاهر نماز و نه الفاظ آن، بل روح و معنای آن، که داستان نماز و روحش همان داستان آب و اسم آب است.

اما تنها راه عادت کردن به نماز و عادی نشدن نماز؛ تنها و تنها با توجه به آن و گذشتن از ظاهر آن و رسیدن به معنا و ارتباط با روح آن است که در تعابیر دیگر به این توجه حضور قلب نیز گفته می‌شود.


برای دست یابی به حضور قلب باید به نماز اهمیت داد. از وقت نماز گرفته تا مقدمات و اعمال و اذکار آن. بنابر این بهتر است نمازگزار موارد زیر را مراعات کند:

1- اهتمام به نماز اول وقت داشته و سعی کند دغدغه‌‌اش این باشد که تا اذان گفته شد هر جا که هست در پی خواندن نمازش رود.

2- قبل از نماز حتما اذان و اقامه را بگوید و خود را برای نماز مهیا کرده و ذهنش را از امور روزمره و مشغله‌های زندگی خالی کند.

3- قبل از نماز همیشه به خود توجه دهد که می‌خواهد در پیشگاه خدای بزرگی بایستد که او را می‌بیند و فراتر از آن، کسی است که او را و همه عالم را آفریده و هستی به دست اوست و شنوا و دانا و مهربان است.

4- حتما معنای اذکار نماز و آیاتی که در آن تلاوت می‌کند را بداند و توجه داشته باشد که دارد با خدای خود صحبت می‌کند.

5- بعد از نماز حتما چند دقیقه‌ای بنشیند و ارتباط خود را ادامه دهد و در آن بیندیش


پایان کلام خود را به ماجرایی از حضرت جانان، امیر مومنان، علی علیه السلام می‌آرایم و امید دارم که در همین اولین نمازی که پیش روی ماست به معنایی که ایشان فرمودند دقت کنیم.


جابر بن عبدالله انصارى تعریف می‌کند که روزى به همراه مولاى متّقیان، امام على علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است،
حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى كه چگونه و براى چه مى‌باشد؟
مرد گفت: مگر نماز معنای غیر عبادت دارد؟
حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد(صلّى الله علیه و آله) را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.
مرد مشتاق شد و گفت: پس مرا تعلیم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوماولین تكبیرآن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعود باشد.
دومین تكبیریعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمى‌باشد.
سومین تكبیریعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبیه كرد.
چهارمین تكبیریعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‌شود.
پنجمین تكبیرمفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مى‌كند.
ششمین تكبیرمعنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.
وهفتمین تكبیریعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نیست.

سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:
معناى ركوع آن است كه مى‌گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنم زده شود.
و چون سر از ركوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.
و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، می‌گویى: خداوندا! مرا از خاك آفریده‌اى؛ و سر بلند كردن از سجده یعنى؛ مرا از خاك خارج گردانده‌اى.
و همین كه دومین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك برمى‌گردانى؛
و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همین خاك در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى.
و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل‌بیت او علیهم صلوات الله است.
و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.1

به نظر شما آیا اگر کسی در حرکات و سکنات نماز به این معانی توجه داشته و بداند که خم راست شدنش به چه معناست، و به آنچه می‌گوید و می‌خواند توجه داشته و خداوند تبارک را مخاطب خویش بداند، دیگر حواسش پرت می‌شود؟؟
1- مستدرك الوسائل، ج 4، ص 105، ح 5 و بحار الانوار، ج 84، ص 253، ح 38.

با تشکر از نویسنده و فرستنده این مطلب ارزشمند




تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 60
نویسنده : smjh
اثرات سوء بدبینی

قاعده‌ای که خداوند در قبال نگاه شهوت‌آلود به زنان نامحرم قرار داد

از هم گسستگی عاطفی و خانوادگی

چه بسیار خانواده هایی که برای شروع زندگی مشترک و عاشقانه خود بر اساس محبت و دوستی و عشق بنا شده ،ولی متاسفانه به خاطر وجود این رفتار در یکی و یا طرفین موجود در خانواده باعث لطمات جبران ناپذیری شده است که از جمله این لطمات می توان به طلاق هایی که در اثر سوء برخورد و یا همان سوء ظن و بدبینی یکی از اعضاء خانواده به وجود آمده است که به دنبال آن پیامد فرزندان طلاق کهخود از بدترین پیشامدهای یک زندگی مشترک می باشد.

از دست دادن جایگاه اجتماعی

یکی از نیازهای هر انسان ارتباط و همدلی با سایر افراد اجتماع می باشد. وقتی کسی در یک محیط اجتماعی مدام به دنبال تجسس و بدبینی به دیگران باشد، این رفتار موجبات نارضایتیدوستان و اطرافیان این شخص را به دنبال دارد که همیناحساس ناراحتی باعث کناره گیری از این فرد مریض می شود. چرا که دیگران نمی پسندند مدام زیر نظارت های بدبینانه و غیر اخلاقی و توهمات و خیالت بی اساس باشند به ناچار تنهاترین کار ، در مواردی کناره گیری از این افراد می باشد.

درمان سوء ظن و بدبینی

با رجوع به احادیث گران سنگ حضرات معصومین علیهم السلام و با توجه به راهنمایی های اساتید اخلاق به این نتیجه می رسیم که بهترین کار وارد نشدن در منطقه های ممنوعههست از جمله ی این منطقه های ممنوعه جاهایی می باشد که ما علم نداریم و صرفاً توهم و ظن و گمان می باشد .

شاید مهمترین اثر سوئی که این رفتار غیر اخلاقی در پی دارد از بین رفتن رضایت خداوند عزیز از کردار ما می باشد .بدست آوردن رضایت الهی یکی از آرزوهای اولیاء و مقربان درگاه الهی و یا شاید اصلی ترین هدف زندگی خوبان خدا می باشد .خداوند عزیز به صراحت بیان نموده که از این رفتار غیر اخلاقی خوشنود نیست چرا که از آن نهی فرموده است.

وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُۆادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْۆُلاً

از آنچه به آن آگاهى ندارى، پیروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسئولند. (سوره مبارکه اسراء آیه 36)

از طرفیدر صورتداخل شدن در اموری که ما از حقیقت و واقعیت آن اطلاع نداریمکاری که یقین به بدی آن نداریم به بدی حمل نکنیم .

در این خصوص سخن گوهر بار امام صادق علیه السلام که از امام متقیان علی علیه السلام نقل فرموده اند رابه نقل از کتاب ارزشمند اصول کافی می باشد را بیان می کنم .

امام جعفر صادق(علیه السلام) از حضرت علی (علیه السلام) چنین روایت کرده است:

"ضع امر اخیک علی احسنه حتی یاتیک ما یغلبک منه و لا تظنن بکلمه خرجت من اخیک سوءا و انت تجد لها غی الخیر مهملا"

رفتار برادرت را بر بهترین وجه قرار بده تا جایی که اطمینان به بدی آن نداری و درباره سخنی که از دهان او درآمده گمان بد نکن تا آنجا که راهی برای نیکو بنداشتن آن وجود دارد. (کلینی:کافی-ج2-ص362)

نکته پایانی :

البته نباید از این نکته غافل شد که ما نیز نباید موجبات تجسس و بدبینی دیگران رو به خودمون درست کنیم چرا که در غیر این صورت خود ما هم در این گناه بدبینی دیگران شریک می شویم.

اتقوا من مواضع التهم

از کارهای که باعث تهمت دیگران می شود پرهیز کن.


منبع :

وبلاگ رهپویان قرآن


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 50
نویسنده : smjh
خطوط قرمز برای سعادت بشر در سه آیه

خطوط قرمز برای سعادت بشر در سه آیه

آیت الله مکارم شیرازی با انتقاد از شعار فرزند کمتر، زندگی بهتر در گذشته اظهار کرد: ما را با این شعار فریب دادند و امروز چشم باز کرده ایم و دیدیم فرزند کمتر، زندگی بدتر و جامعه ما از این جهت گرفتار بحران است و باید به آن فرهنگ خاتمه داده شود و در تکثیر فرزند سعی شود چراکه باعث قوت، قدرت و عظمت نظام اسلامی و جامعه اسلامی است.
آیت الله ناصر مکارم شیرازی، در صحن جامع رضوی حرم مطهر امام رضا(ع)، با بیان اینکه دشمنان اسلام امروز بعد از نتیجه نگرفتن از حمله فیزیکی به قران کریم به ایجاد شبهه در قرآن روی آورده اند، از برنامه عمومی تلاوت قرآن پس از نماز ظهر و عصر تقدیر کرد و به بیان یکی از شبهات وارد شده به قرآن و پاسخ آن پرداخت.

پاسخ به اشکال به جامعیت قرآن

اشکال به وجود همه چیز در قرآن با استدلال به آیات(...وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ ءٍ...، و قرآن را برتو فرستادیم که بیانگر همه چیز است)(نحل/89) و (...ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ ءٍ...، ماهیچ چیز را در کتاب فرو گذار نکردیم)(انعام/38) در حالیکه بسیاری از علوم جدید در قرآن نیست، اشکالی بود که ایت الله مکارم شیرازی آن را نقل کرد و به آن پاسخ داد.

آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به آیه (...وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمینَ، و ما این کتاب(قرآن) را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، مایه هدایت، رحمت و بشارت برای مسلمانان است)(نحل/89) در پاسخ به این اشکال بیان کرد: بر اساس این قسمت از آیه، همه آنچه برای زندگی سالم و با تقوا و آنچه برای هدایت لازم است در قرآن آمده است همانطور که آیات 15 و 16 سوره مائده، آیاتی را که به آن استدلال کرده اند را تفسیر می کند.

وی بر اساس آیات 15 و 16 سوره مائده، هدایت انسان ها به راه های امن و امان، خارج کردن انسان ها از ظلمت به نور و دعوت به راه راست و خارج کردن انسان ها از بیراهه ها به راه سعادت و سلامت را از نقش های قرآن بر شمرد و در ادامه توضیح داد: قرآن همان کاری را در عالم معنویت می کند که نور آفتاب در عالم طبیعت می کند، چراکه اگر نور نباشد هیچ موجود زنده ای در زمین نخواهد ماند و دانشمندان اثبات کرده اند که بعد از عمق 700 متری دریا که فقط تاریکی است هم، موجودات زنده ای وجود دارند اما آنها نیز با گیاهانی که در سطح آب و با نور آفتاب پرورش یافته اند تغذیه می کنند.

این مرجع تقلید با بیان اینکه کسانی که این شبهات را وارد می کنند حداقل یک دوره قرآن نخوانده اند، ادامه داد: قرآن همه چیز را که مربوط به زندگی سالم، افتخار، خوشبختی و انسانیت باشد را بیان کرده است که به عنوان مثال با صرف نظر از آیات دیگر قرآن، فقط در آیات 151 تا 153 سوره انعام تمام خطوط قرمز در سعادت بشر بیان شده است.

خطوط قرمز برای سعادت بشر در سه آیه از قرآن کریم

مفسر قرآن کریم و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم پس از بیان آیات 151 تا 153 سوره انعام در توضیح خطوط قرمز و برنامه های بیان شده در این آیات گفت: پرستش خداوند و شریک قرار ندادن برای او و دوری از هوی پرستی، شهوت پرستی و مقام پرستی اولین خط قرمز است.

نیکی نسبت به پدر و مادر دومین نکته در سوره انعام بود که آیت الله مکارم شیرازی به بیان آن پرداخت و در توضیح بیان کرد: اگر کسی می خواهد سعادتمند شود باید احترام پدر و مادر را حفظ کند، چراکه بی احترامی به آنان باعث کوتاهی عمر و بروز مشکلات پیچیده مخصوصا در آخر عمر خواهد شد همانطور امام(علیه السلام) در پاسخ یکی از پادشاهان عباسی که خدمت ایشان آمد و پرسید: پدرم طاغوت است، اجازه میدهید او را بکشم؟ فرمودند: او ظالم عجیبی است، او را بکش اما بدان عمرت کوتاه خواهد شد.

آیت الله مکارم شیرازی در ادامه خطاب به خانواده ها اضافه کرد: جوانان! شما پدر و مادرتان را احترام کنید و شما پدر و مادرها هم احترام فرزندانتان را نگه دارید.

امروز فهمیدیم: فرزند کمتر؛ زندگی بدتر

آیت الله مکارم شیرازی در ادامه خطوط قرمز بیان شده در آیات سوره انعام، به منع خداوند از کشتن فرزندان از ترس فقیر شدن اشاره کرد و ادامه داد: مردم در زمان جاهلیت فرزندانشان را به خاطر ترس از فقر می کشتند، امروز این کار به صورت دیگری انجام می شود با سقط جنین، با جلوگیری از انعقاد نطفه اما خداوند می فرماید: نترسید چراکه ما، شما و آنها را روزی می دهیم و روزی آنها در دست ماست.

این مرجع تقلید با انتقاد از شعار فرزند کمتر، زندگی بهتر در گذشته اظهار کرد: ما را با این شعار فریب دادند و امروز چشم باز کرده ایم و دیدیم فرزند کمتر، زندگی بدتر و جامعه ما از این جهت گرفتار بحران است و باید به آن فرهنگ خاتمه داده شود و در تکثیر فرزند سعی شود چراکه باعث قوت، قدرت و عظمت نظام اسلامی و جامعه اسلامی است.

آل سعود در قتل کودکان و شیرخوارگان به اسرائیل پیوسته است

آیت الله مکارم شیرازی در بیان پنجمین خط قرمز بیان شده در سه آیه سوره انعام به منع قرآن از خونریزی به ناحق اشاره کرد و با توجه به جنایات آل سعود در یمن، بیان کرد: کسانی که میلیون ها قرآن در سال چاپ و منتشر می کنند این آیات را زیر پا گذاشته اند و فقط ادعا می کنند ما مسلمانیم، اهل قرآنیم و خادم حرمین شریفین هستیم، اما با جنایاتی که در یمن کردند و بمباران در ماه رجب که ماه حرام است و جنگ در آن ممنوع شده است نشان دادند که چیزی از قرآن نمی دانند و فقط نامی از قرآن بر کاغذ مانده بدون اینکه به آن عمل کنند.

این مرجع تقلید در ادامه گفت: پیش از این می گفتیم اسرائیل قاتل است اما امروز آل سعود هم قاتل کودکان، بچه های شیرخوار و بیماران در بیمارستان ها شده است.

خیانت نکردن در مال یتیم نکته دیگری بود که آیت الله مکارم شیرازی در ادامه توضیح آیات 151 تا 153 سوره انعام به آن اشاره کرد و در توضیح بیان کرد: خداوند می فرماید در اموال یتیمان خیانت نکنید و پس از بلوغ و رشد آنها، آن را بدون کم و زیاد به آنها تحویل دهید و در قبال یتیمان دیگران همان کاری را انجام دهید که می خواهید دیگران نیز در قبال یتیمان شما همان رفتار را داشته باشند.

اقتصادتان را با زیرپا گذاشتن این آیه به خطر نیاندازید!

تقلب نکردن در معامله، نکته بعدی از آیات سوره انعام بود که آیت الله مکارم شیرازی براساس این قسمت از آیه تاکید کرد: نباید اجناس تقلبی از کشور های عقب مانده را با مارک کشور های پیشرفت کننده در بازار به فروش برسانید، نباید با قاچاق اقتصادتان را به خطر بیاندازید و تولید داخلی را تخریب کنید.

مفسر قرآن کریم در ادامه بیان آیات قرآن کریم سخن عادلانه گفتن هرچند به ضرر برادر، فرزند و نزدیکان انسان باشد را یکی دیگر از خطوط قرمز مطرح شده در آیات قرآن کریم دانست و در ادامه بیان کرد: وقتی می گوییم: اشهد أن لااله إلا الله و أشهد أن محمداً رسول الله یعنی با فرستاده خدا عهد بستیم که به دستوراتش و به عهد الهی وفا کنیم.

توافق هسته ای باعث دودستگی نشود، در انتخابات رقابت سالم رعایت شود

آیت الله مکارم شیرازی پس از اشاره به دوری از اختلاف و توصیه به وحدت در آیات سوره انعام به عنوان آخرین خط قرمز مطرح شده، اظهار کرد: این همان خط قرمزی است که پای بسیاری از ما در آن می لنگد، خداوند می فرماید: دست به دست هم دهید و در مقابل دشمن اتحاد داشته باشید و متفرق نشوید که شما را به ذلت و بدبختی می کشاند و دشمن را برشما مسلط می کند.

این مرجع تقلید با اشاره به وجود سلیقه های مختلف تاکید کرد: با وجود سلیقه های مختلف، باید رقابت ها سالم باشد نه عداوت و تخریب و دشمنی با یکدیگر.

آیت الله مکارم شیرازی در همین موضوع به توافق هسته ای اشاره کرد و در ادامه گفت: اصل توافق خوب بوده است اما ممکن است نقاط ضعفی هم داشته باشد همانطور که هرکار مثبتی نقطه ضعف هم دارد و اهل اطلاع باید این نقاط ضعف را اصلاح کنند، همچنین در انتخابات هم نباید تخریب، نسبت های ناروا و شایعه سازی نسبت به دیگران صورت گیرد.

تلاوت دو آیه از قرآن بعد از نماز صبح را جزء برنامه زندگی تان قرار دهید

این مفسر قرآن کریم در پایان سخنانش با توصیه به آشنایی هرچه بیشتر با مفاهیم قرآن کریم و ورود قرآن به زندگی، تاکید کرد: حفظ و قرائت و تجوید قرآن باید مقدمه عمل به قرآن باشد و سعی کنید هر روز بعد از نماز صبح یک صفحه قرآن و یک صفحه ترجمه آن و یا اگر نمی توانید دو آیه از قران و دو آیه از ترجمه را جزء برنامه زندگی قرار دهید که زندگانی شما با این کار نورانی و مشکلات شما حل و بلاها از جامعه و کشور شما دور خواهد شد.

منبع:فارس

تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 52
نویسنده : smjh
مقاله تأملی در فلسفه سریان سنت آزمایش از دیدگاه قرآن
مقاله تأملی در فلسفه سریان سنت آزمایش از دیدگاه قرآن


مقاله علمی و پژوهشی " تأملی در فلسفه سریان سنت آزمایش از دیدگاه قرآن " مقاله ای است در 16 صفحه و با 25 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اندیشه نوین دینی منتشر شده است
در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث سنت‌های الهی، فلسفه تاریخ، ابتلا و آزمایش، قانون‌مندی تاریخ، عوامل محرک تاریخ پرداخته شده است
چکیده مقاله
سنت‌های الهیِ حاکم بر جامعه و تاریخ از عوامل محرک تاریخ به‌شمارمی‌آیند که بسیاری از عوامل روبنایی سیر تاریخ تحت حاکمیت آنان قرار دارند؛ یکی از عام‌ترین این سنت‌ها«آزمایش» است که آیات فراوانی از قرآن مجید بدان اختصاص یافته است. در این مقاله اهداف خرد و کلان سریان سنت ابتلا در تاریخ از منظر قرآن مجید بررسی شده است. در یک تحلیل عقلی، سنت آزمایش در قرآن دو هدف کلان «تمحیص و نمایاندن چهره مؤمنان واقعی»‌ را تعقیب می‌کند و سایر اهداف، جزئی و زیرمجموعه این دو هدف محسوب می‌شوند؛ بدین‌سان تربیت بهترین انسان‌ صالح، ساختن انسان مسئول و تاریخ‌ساز، رجوع به‌سوی خدا، قدرشناسی و بسترسازی هدایت، زیرمجموعه هدف کلان تمحیص قرار می‌گیرند و آشکار کردن مجاهدان، صابران و خائفان، تحت عنوان نمایاندن چهره مؤمنان واقعی مطرح می‌گردند.
دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

دانلود مقاله PDF


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 47
نویسنده : smjh
مقاله تحلیل انتقادی مقایسه عصمت امام و خطاناپذیری پاپ

مقاله علمی و پژوهشی " تحلیل انتقادی مقایسه عصمت امام و خطاناپذیری پاپ" مقاله ای است در 20 صفحه و با 43 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اندیشه نوین دینی منتشر شده است
در این مقاله علمی و پژوهشی به عصمت، خطاناپذیری، امام، پاپ، شیعه و کاتولیک پرداخته شده است
چکیده مقاله
اعتقاد به جانشین معصوم در مذهب شیعه و خطاناپذیری پاپ در مذهب کاتولیک از اصول بنیادین اعتقادی هر دو مذهب است؛ به‌گونه‌ای که منکران آن خارج از مذهب قلمداد می‌گردند. برخلاف این اشتراک، این موضوع در دو مذهب ازنظر ماهیت موضوع، جایگاه، وظایف، شرایط امام، نقش امام/ پاپ، ادله اثباتی آن در کتاب‌الله، سنت و عقل، اعتبار ادله و هم‌چنین طریقه نصب آنها با یکدیگر متفاوت است. مقاله حاضر درصدد آن است که با تبیین ساختار موضوع و موارد الحاقی به آن، به بررسی و نقد و سپس مقایسه آن دو بپردازد تا زمینه گفتگوی بیشتری برای مباحث و تحقیقات بعدی فراهم آید.
دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

دانلود مقاله PDF


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 45
نویسنده : smjh
زبان عاقل و زبان احمق

زبان عاقل و زبان احمق
لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه .
ح /40
ترجمه :زبان عاقل ، پشت قلب او قرار دارد، و قلب احمق ، پشت زبان او جاى گرفته است ( عاقل ،با انديشه سخن مى گويد ونادان بى فكر )
شرح :انسان عاقل ، وقتى بخواهد سخن بر زبان آورد، نخست به دل و انديشه خود مراجعه مى كند، معنى آن سخن و نيكى يا بدى آن را با عقل و شعور خود مى سنجد، نتيجه يى را كه ممكن است از آن حاصل شود حساب مى كند، و هنگامى كه به درستى و خوبى سخن خود اطمينان يافت ، آن را بر زبان مى آورد.
پس عاقل ، قلب و انديشه اش بيش از زبانش به كار مى اندازد، و زبانش را پشت سر عقل و شعور خود نگاه ميدارد.
اما احمق ، بر عكس رفتار مى كند. يعنى هر سخنى كه به زبانش آمد، نسنجيده و بدون فكر و انديشه بيان مى كند، و پس از آن كه سخن او، در ديگران ، تاءثير بد گذاشت ، تازه بفكر مى افتد كه آيا سخنش درست بوده يا نادرست . يعنى احمق ، نخست زبان خود را به كار مى اندازد و نسنجيده حرف مى زند، و بعد از آن ، به قلب و عقل خود مراجعه مى كند و در باره نيك و بد سخن خود و نتيجه و حاصل آن مى انديشد.
به همين دليل است كه خردمندان ، از قديم گفته اند: سخنى كه درباره آن كاملا فكر نكرده اى ، بر زبان مياور.


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 39
نویسنده : smjh
اينچنين مالى از دست نميرود

 حدیث روز/ امام علی(ع)/ نهج البلاغه /کیفیت محصول /خبرگزاری حوزه

اينچنين مالى از دست نميرود
لم يذهب من مالك ما وعظك .
ح /196
ترجمه :مالى كه از دستت رفت و تو را پندى آموخت ، از دست رفته مپندار.
شرح :انسان وقتى قسمتى از مال خود را از دست مى دهد، غمگين و افسرده مى شود و به خاطر مال از دست رفته ، غصه مى خورد. زيرا معمولا اينطور تصور مى شود كه مالى كه از كف رفت ، بيهوده تلف شده است و ديگر جبران نخواهد شد.
اما حقيقت اين است كه مال از دست رفته ، بكلى تلف و نابود نمى شود. بلكه با از بين رفتن آن ، نتيجه و فايده يى براى صاحبش به جاى مى ماند، كه گاهى ممكن است بيش از آن مال ، ارزش داشته باشد. و اين نتيجه و فايده ، تجربه يى است كه شخصى ، در برابر از كف دادن مال خود، به دست مى آورد.
اينكه بسيارى از مردم ، تجربه را گرانبهاتر و باارزش تر از مال مى دانند، براى آن است كه مال ، هر اندازه هم كه باشد، براى هميشه باقى نمى ماند و بالاخره روزى ، تمام مى شود، ولى تجربه ، سرمايه يى است كه هرگز تمام نمى شود، و هميشه و در هر حالى هم در دسترس قرار دارد و مى توان از آن استفاده كرد.
پس اگر ما نيز مالى را از دست داديم ، ولى در كارى كه مال خود را بخاطر آن از كف داديم ، تجربه يى به دست آورديم ، بايد بدانيد كه آن مال را، بيهوده و رايگان از دست نداده ايم . بلكه به - جاى آن ، سرمايه گرانبهاترى به دست آوريم كه چه بسا در طول زندگى ، بسيار بيشتر از آن مال به درمان خواهد خورد.
اما آنچه كه در خور تاءمل است اين است كه انسان نبايد هيچ كارى را بدون فكر و دقت انجام دهد زيرا بالاخره از دست دادن مال موجب ضرر و دليل كم دقتى است

تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 43
نویسنده : smjh
ازدواج در سن ازدواج

ازدواج در سن ازدواج

ازدواج که یکی از مهم ترین اقدامات بشر زمان ویژه‌ای دارد که باید در همان هنگام مناسب انجام شود؛ یعنی نه پیش از موعد باشد و نه با تأخیر انجام گیرد.

ازدواج در سن ازدواج

ازدواج در سن ازدواج این کلام حکیمانه امام علی علیه السلام را یادآور شدیم که فرمودند: .. قال : لا یرى الجاهل إلا مفرطة أو مفرطة (1).انسان جاهل را جز در حال افراط (زیاده روی) و تفریط (کوتاهی کردن) نمی بینی»

بیان رسای حضرت علیه السلام روشنگر این حقیقت است که انسان عاقل همه امور خود را با سنجش و تدبیر درست و به هنگام انجام می دهد. با در پیش داشتن چنین رویه ای، هر کاری به سرانجامی درست می انجامد و کمتر با شکست یا انحراف از مسیر اصلی خود روبه رو می شود.

ازدواج که یکی از مهم ترین اقدامات بشر در طول عمرش است، زمان ویژه ای دارد که باید در همان هنگام مناسب انجام شود؛ یعنی نه پیش از موعد باشد و نه با تأخیر انجام گیرد. تعیین زمان مشخص و دقیق برای ازدواج دختر و پسر با وجود تفاوت های فردی، نه ممکن است، نه معقول و پسندیده. اما این واقعیت انکارناپذیر است که انسان در هر مرحله از عمر خود با ویژگی ها و توانمندی های ویژه همان دوره آفریده شده است. این ویژگی ها و توانمندی ها را همانند همه جهان هستی، پروردگار درست مطابق و به اندازه نیازمندی های انسان در همان دوره عمرش تدبیر کرده است؛ به گونه ای که با نبود آن، زندگی و گذران عمر در آن دوران و دوره های بعد برای انسان بسیار سخت یا غیر ممکن است. مرحله مهم جوانی نیز مانند دیگر مراحل زندگی ویژگی‌هایی خاص دارد. در این دوره حساس، بسیاری از قوای جسمی، روحی و روانی، به درجه ای خاص از فعلیت می رسد؛ انسان به عرصه هایی جدید و به ضرورت، به اجتماعی بزرگتر از پیش وارد می شود. او با کسانی مرتبط می شود که پیش از آن، نبوده است. بینش ها، گرایش ها، خواسته های میل ها، نفرتها، عواطف، هیجانات، احساسات، و... نیز در این دوره برای جوان نمودی دیگر دارد.

همه این قوا و نیروها به گونه ای دقیق و حساب شده به فعلیتی رسیده است که پیش از آن چنین نبوده است؛ البته با سپری شدن دوران طلایی جوانی، این فعلیت ها نیز آرام آرام رنگ می بازد و دیگر شور و نشاط دوران جوانی را نخواهد داشت. از مهم ترین این قوا، غریزه جنسی است. این نیروی قدرتمند در دوره جوانی به بالاترین حد فعلیت و قدرت می رسد و با سپری شدن این دوره، آرام آرام از توان آن کاسته می شود. پس باید از آن به بهترین وجه بهره برد. اما چگونه و از چه راهی؟دوشیزگان همانند میوه های درختان اند. هنگامی که میوه ها رسیدند، اگر چیده نشوند، تابش آفتاب آنان را فاسد می کند و بادهای خزان به اطرافشان می پراکند. دوشیزگان نیز چنین اند. هنگامی که به حد رشد و درک زنان رسیدند، چاره ای جز شوهر دادنشان نیست.خداوند سبحان برای این مسئله مهم نیز بشر را راهنمایی کرده است تا به بیراهه نرود و فرصت ها را از دست ندهد. چنان که پیش از این نیز اشاره شد، تنها راه ممکن و مشروع برای ارضای غریزه جنسی انسان که تدبیری الهی بوده و تجارب هزاران ساله بشر نیز آن را تأیید می کند، ازدواج و پیوند مقدس زناشویی است. راه های دیگر که با تأسف در جوامع امروزی، به ویژه مغرب زمین شایع و رایج اند . گرچه به راحتی از هر انسانی ساخته اند - نامشروع، خطرناک و مخاطره آمیزند.

بنابراین، ازدواج نه تنها یگانه راه پاسخ گویی به این گونه نیازهای بشری است، بلکه باید تدبیری اندیشیده شود تا به دور از شتاب زدگی یا تأخیر، درست در زمان خود و به هنگام انجام شود. بدین ترتیب دو طرف هم از مواهب آن بهره مند می شوند و هم از زیان های احتمالی تأخیر در ازدواج مصون می مانند. برای هر شخص، بنا بر ویژگی‌های فردی و قوت و ضعف های موجود در او، زمانی ویژه برای ازدواج مناسب است و زودتر یا دیرتر از آن، خطرهایی را متوجه وی خواهد ساخت.

به باور همه صاحب نظران، بهترین زمان برای ازدواج جوانان هنگامی است که آنان به اندازه کافی به رشد عقلانی، جسمانی، روحی و روانی رسیده باشند؛ البته رسیدن به این نقطه طلایی برای همه افراد یکسان نیست؛ چراکه زمینه‌های متنوع ارثی، عوامل متعدد محیطی و عناصر گوناگون تربیتی بر آن تأثیرگذار است. رعایت این امور همان رفتار عاقلانه ای است که از هر انسان هوشمند، عاقل و متعادلی انتظار می رود. این رویه همان رفتار عادلانه ای است که حضرت حق تعالی از آن راضی است.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت (علیهم السلام) در ازدواج خود، فرزندان، خویشان و یارانشان، تعادل و پرهیز از افراط و تفریط را اصل قرار می دادند و ذره ای از آن عدول نمی کردند. ایشان بن، چنان که ازدواج زودهنگام را روا نمی دانستند، بیش از آن، تأخیر در آن را برای جوانان برنمی تافتند. سخنان و توصیه‌های اولیای اسلام، چون رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت (علیهم السلام) به شاهد این ادعاست. آن بزرگواران همیشه ازدواج به هنگام را توصیه می فرمودند و کسانی را که به هر دلیل این اقدام ضروری و مقدس را به تأخیر می انداختند، نکوهش و توبیخ می کردند. در این باره، از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل است که فرمودند: هیچ جوانی در آغاز جوانی ازدواج نمی کند، مگر اینکه شیطانی که مأمور اوست فریاد بر می آورد: «وای! این جوان دوسوم دینش را از گزند من حفظ کرده است. بنابراین، او باید برای حفظ بقیه دینش تقوای خدایی را پیشه خویش سازد. در بیانی دیگر از آن بزرگوار و فرزندشان امام صادق (علیه السلام) با چنین آمده است:

کسی که ازدواج را از ترس مخارج زندگی ترک کند، البته به خداوند تبارک و تعالی بدگمان است؛ در حالی که خداوند می فرماید: «جوانان خود را به هم تزویج کنید؛ اگر فقیر باشند خداوند از فضل خویش آنان را غنی و بی نیاز خواهد ساخت».(.. قال : لا یرى الجاهل إلا مفرطة أو مفرطة )(2).

امام صادق (علیه السلام) ع فرموده اند: خداوند پیامبرش رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را به همه آنچه انسان نیاز دارد، آگاه کرده است. یکی از مواردی که خداوند رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را از آن آگاه کرد این بود که روزی حضرت بر بالای منبر رفتند و فرمودند: «ای مردم، جبرئیل از سوی خداوند مهربان و دانانزد من آمد و گفت:

دوشیزگان همانند میوه‌های درختان اند. هنگامی که میوه ها رسیدند، اگر چیده نشوند، تابش آفتاب آنان را فاسد می کند و بادهای خزان به اطرافشان می پراکند. دوشیزگان نیز چنین اند. هنگامی که به حد رشد و درک زنان رسیدند، چاره ای جز شوهر دادنشان نیست. اگر ازدواج نکنند به فاسد نشدنشان اطمینانی نیست؛ زیرا آنان بشرند.( عن أبی عبد الله قال: إن الله لم یترک شیئا مما یحتاج إلیه إلا علم نبیهة فکان من تعلیمه إیاه أنه صعد المثیر ذات یوم فحمد الله وأثنى علیه ثم قال: أیها الناس! إن جبرئیل أتانی عن الطیف الخبیر قال: إن الأبکار بمنزلة القمر على الشجر إذا أذری تره فلم یجتنى أفسدته الشمس وترته الریاڅوکذلک الأنکار إذا أدرک ما یدرک السا فلیس لهن دواء إلا البقوله وإلا لم یؤمن علیه الفساد لائن بشر قال فقام إلیه رجل فقال یا رسول الله من زوج فقال الأکفاء فقال یا رسول الله ومن الأکفاء فقال المؤمنون بعضهم أنقاه بعض المؤمنون بعضهم أکفاء بغض) (3) این سخنان حکیمانه، که در منابع روایی بسیارند، از اهمیت ازدواج، آن هم به هنگام و بدون فوت وقت نشان دارند.

پی‌نوشت‌ها:

  1. محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱، ص ۱۵۹
  2. محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱، ص ۱۵۹
  3. محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج ۵، ص۳۳۷؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج ۲۰، ص ۹۱


منبع:همسران شایسته، اسد الله طوسی، چاپ اول، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، قم ۱۳۹۱


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران