عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 79
نویسنده : smjh
عقل چیست ؟ عشق چیست ؟ یکی بود ، یکی نبود یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست . پس از مدتها که به دنبال معنی و مفهوم عقل و عشق بودم ، سرانجام توانستم معنای آن را پیدا کنم و حالا نوشته مرا بخوانید و در آن دقت و تفکر کنید و نظر خودتان را برای من بنویسید. اگر تمام مشکلات خودتان را جای صورت مسئله بگذارید در آخر می بینید که می توانید به راحتی بر همه مشکلاتتون فائق آیید و جواب تمام سئوالهای خودتان را بیابید . من وقتی به آن فکر کردم هنوز هم از نادانی خویش در تعجب هستم که چگونه نمی دانستم . حالا ببینیم که عشق چیست و عقل چیست ؟ عقل وقتی به مرتبه کمال برسد و به آن راه پیدا کند آن وقت عاشق میشود و دیگر اسمش عقل نیست و نامش عشق است .عشق همان عقل است که دیوانه شده است . یعنی همان قوه ادراکی ما است که قدیما چیزهای جزئی را ادراک می کرده حالا به یک ادراک عظیمی رسیده که در آنجا مست شده و به نا متناهی رسیده است و وقتی عقل از مرز متناهی می گذرد نامتناهی میشود . من و شما چه وقت به هم نمی رسیم ؟ در متناهی . در متناهی من دارم میروم شما هم دارید میروید. من تو ، من ، من ، من ...تو،تو،تو.....شما دائم من من می کنید و من هم برای خودم من من می کنم و این من منها هیچ وقت نمی گذارد که ما به هم برسیم و اینگونه بدون اینکه به هم برسیم موازی می رویم . حالا چه وقت به هم می رسیم ؟ در نا متناهی . در نا متناهی خطوط موازی همدیگر را قطع می کنند و بدانید که آنجاست که شما عاشق شده اید و از عقل بالاتر رفته اید و به عشق رسیده اید . گفتند: آنجا در نا متناهی چقدر شلوغ است ؟ نا متناهی چشمه آبی هست که در کنارش درخت سیبی هست که در آنجا این خطهای موازی که پس از میلیونها فرسنگ که در کویر و بی آبی در حرکت بوده اند و به جوابی نرسیده اند به آنجا می رسند و استراحتی می کنند. در آنجا تمام من، من و منها و تو ،تو و توها با هم صلح می کنند و تمام دعواها حل می شود . پس عشق منتهی الیه همه جنگها و خطوط موازیست ، همه در عشق با هم صلح می کنند و در آنجا یکی می شوند چرا که آنجا نا متناهی است . وای خدای من ، عشق چه دریای عظیمیست که همه مشکلات آدمی با آن حل می شود.
تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 54
نویسنده : smjh
داستان خدا یکی بود ، یکی نبود یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست . شما تا کنون به خاطر ترس از خدا کمتر به دنبال دانستن داستان خدا بوده اید چون فکر می کردید که تجسس در خدا شما را به گمراهی می کشاند و یا شما را از آن بر حذر کرده اند . ولی اگر شما واقعا می خواهید او را بشناسید و یک عشق واقعی داشته باشید ابتدا باید کافر بشوید و سپس از اساس همه چیز را در مورد او بدانید که این شناختی که اکنون شما نسبت به خدا دارید شناختی است که از پدرانتان به ارث برده اید . یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که بود ، کی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست . فقط آن یکی بود، که آن یکی هم در منتهای جمال بود. چرا؟ برای اینکه وجود محض بود ، وجود هم معنی زیبایی می دهد. او کل جمال بود و کل ادراک بود . او خودش هم خودش را بدون حجاب می دید ،چه چیزی می توانست در جلوی او بایستد که او خودش را نبیند؟ خودش را می دید در نتیجه خودش را در منتهای جمال دید، و از آن یکی زوج پیدا شد که لیلی و مجنون شدند (( وجودی شد از نقش دویی دور......به گفتگوی مایی و تویی دور)) خدا برای خودش اینگونه بود ((نه با آینه رویش در میانه......نه زلفش را کشیده دست در شانه))خودش بود و خودش. خودش میخانه بود خودش شراب بود و خودش هم شراب خوار بود و خودش مست جمال خودش بود ((خمار عاشقی با خویش می گفت......نوای عاشقی با خویش می ساخت)) وقتی در عمق وجود خودش جمال خودش را دید ، جمال که مرتبه معشوقی و معبودی بود عاشق تولید کرد . تجلی جمال بر قوه ادراک عاشقی تولید می کند . بنابراین عاشق بی قرار شد و (( تو هم در آینه بنگر تا خویشتن بپرستی)) او هم در آینه نگاه کرد یعنی در آینه ضمیر خودش و آنوقت عاشق شد و از این عاشق و معشوق تمام عالم متولد شد . تمامی عالم تجلی آن عاشق و معشوق است ، بنابراین جزءجزءعالم لیلی و مجنون هستند. دست بر هر ذره ای که بگذاری هم لیلی است و هم مجنون . و عجیب اینجاست که هر دو در آن تجلی پیدا کرده است یعنی یک وجه لیلی و یک وجه مجنون ، چون تجلی او است . بنابراین هزاران هزار و صدهزاران هزار لیلی و مجنون پیدا شد و ((ذره ذره در هوا لیلی و مجنون آمدی)) پس لیلی تجلی جمال او و مجنون تجلی عاشقی او شد، بنابراین دو قطب پیدا شد یعنی عالم به دو قطب عاشقی و معشوقی تبدیل شد . قطب عاشقی شروع کرد به شعر خواندن، موسیقی، نقاشی و هنرو....اینها تمام محصولات قطب عاشقی است . حالا با این تعریف معانی و اسرار تمام اساطیر، لطائف ادبیات و عرفان برای شما روشن می شود که چرا اینها این حرفها را زدند، چرا موزه ها نه تا دختر هستند ، برای اینکه تجلی جمال هستند، آن تجلی جمال است که موسیقی تولید می کند، نقاشی تولید می کند، شعر می گوید و .... تمام اینها را او سفارش می دهد((به بلبل کرد اشارت گل.....که او اشعار تر گوید)) او اشاره می کند که شعر بگو، شعرها را گل در دهان بلبل می گذارد، بلبل از فیض گل آموخت سخن، وگر نه نبود اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش . تمام هنرها زاده جمال است و جمال یعنی لیلی عالم ، بنابراین آن یکی آدم و حوا را خلق کرد تا تجلی این دو بخش خود او باشد . آدم عاشق شد و حوا هم معشوق شد و وجه ادراک به آدم رسید چون عاشق باید ادراک کند ، فهم داشته باشد ، آگاهی داشته باشد، شناخت داشته باشد، معرفت داشته باشد، اسماء را بداند، لطایف جمال را بشناسد . ولی معشوق لزومی ندارد این چیزها را بداند . معشوق صرف جمال است تمام کارهای که عاشق می کند همه به نفع معشوق تمام می شود . بنابراین آن یکی خواست خودش را در آینه عالم ببیند و با خودش جاودانه عشق بازی کند . الان هم ، همین کار را دارد انجام می دهد . اگر بپرسند عالم چیه؟ عالم عشق بازی جاودانه خدا با خودش هست. من و تو این وسط چه کاره هستیم؟ ما اینجا کاری نداریم(( به جزء بیهوده پنداری نداریم))و یا (( همان بهتر که ما در عشق پیچیم.....که با این گفتگو هیچیم هیچیم)) و باز هم ((جمال اوست هر جا که جلوه کرده.....ز معشوقان عالم بسته پرده)) بنابراین یک فروغ رخ ساقی که در جام عالم افتاد_ آن یکی که در ابتدا دو وجه داست_ سبب شد که این همه غوغا و وجه در جهان پیدا شد . بنابراین آدم را اول خلق کرد چون آدم تقدم دارد زیرا که ادراک کرد و جمال را دید، یعنی آن وجه نا متناهی در ذات را نگاه کرد و حوا را دید، اولین بار آن آدم_ که آفریننده همه آدمهاست_ حوا را دید و عاشق شد. حالا اروپاییها می گویند که وقتی آدم اولین بار حوا را دید چه به او گفت ؟گفت :(( مادام آی آدم)) یعنی اینکه من آدم هستم و خودش را عرضه کرد . خداوند به محض مشاهده جمال خودش ، آفرید . اصلا این مشاهده، عامل آفرینش بود. مشاهده هزار چیز خلق می کند، یک گوشه ابرو باعث می شود هزار کتاب نوشته شود ، با یک کمپوزیسیون یا ترکیب هزار جلد کتاب نوشته می شود . اینکه شکسپیر گفت که آکادمی آنجاست و بروید در چشمان یک زن و در چشمان یک زیبایی مطالعه کنید، یعنی آکادمی آنجاست، علوم آنجاست، کتابخانه ها آنجاست و همه کتابها را دارند از روی زیبایی یک چشم می نویسند . خداوند در حقیقت خودش را به آدم داد ، چیزی بیشتر از خداوند هست؟ همه چیز در برابر او کم است ، فقط خداوند است که زیاد است. پس خودش را به آدم داد ، یعنی جمال خودش را، عشق خودش را، معشوقیت خودش را در آن مرتبه معشوقی حوا گذاشت و به آدم داد. پس آن آخر کثرت که به کوثر تعبیر می شود را به آدم داد و گرنه دنیا که قلیل است و هر آنچه که فکر کنید در این عالم برای انسان وجود دارد کم است. پس تمام چیزی که وجود دارد غیر از خدا هیچی نیست((از خدا غیر از خدا خواستن.....ظن افزونیست، کلی کاستن )) خیال کردی چیزی که از خدا می خواهی زیاد است ، از او غیر از خودش را خواستن کم خواستن است . پس او به ما کوثر را داد و حالا ما باید در جواب چیزی که او به ما داده با شوق و تمام وجود او را بخوانیم . و هر چه را نیز داریم برای او قربانی کنیم برای اینکه هر چیزی که کم است باید برای او قربانی بشود که زیاد است . پس این عمر اندک که یک ثانیه از آن را با میلیونها تومان که شما اگر بخواهید بدهید تا به آن اضافه شود خدا قبول نمی کند را قربانی او کنید تا شما هم از کم به بسیار برسید که هر آنچه از این دنیا از او ، برای خود می خواهید ، دانید که اندکی بیش نیست و همیشه او را ، از خودش بخواهید که سودمندترین معامله این است و در آن هیچ ضرری وجود ندارد .
تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 55
نویسنده : smjh
اعلام موجودیت یکی بود ، یکی نبود یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست . خوب به سلامتی امروز روز افتتاحیه بلاگ من است، زیاد خوشحال نیستم چون قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد خیلی با خودم کلنجار رفتم که بلاگ را با چه خط مشی و چه عنوانی راه اندازی کنم ولی خوب به نتیجه خاصی نرسیدم . خودم علاقه دارم از روزمرگی خارج باشد چون الان همه به اندازه کافی اسیر روزمرگی هستند . با نگاهی به بلاگ دیگران پی به این بردم که هر کسی یک استفاده ای از بلاگش می کند ، یکی مطالب عاشقانه را می نویسد که خوب ماشاءالله تا دلتان بخواهد در هر سایتی پیدا می شود ، متاسفانه جوانان زیادی از نسل من تا یک نوشته یا شعری را می بینند که در آن دو کلمه از عشق، یار، لب، بوسه، چشم، نگاه و ..... میبینند تا آخر مطلب را می خوانند بدون اینکه توجه خاصی به محتوای نوشته داشته باشند، متاسفانه کیفیت قربانی کمیت می شود و باز هم متاسفانه هر کسی با دوست پسرش یا دوست دخترش قهر می کند خوراکش شده یک آهنگ غمگین و بعد هم نمی دانم چی میشه که این حس بهش دست میدهد که حالا که خر تو خر یک شعری هم ما بگوییم و جالب اینجاست که می نویسد و گریه می کند و خیال می کند با خوندن این اراجیف بقیه هم گریه می کنند ولی نمی داند تنها کسانی گریه می کنند که مانند خودش پای یک آهنگ غمگین نشسته اند . پس این دسته از آدمها زیاد باب میل نیستند چون ترویج غم می کنند در حالیکه دنیا سرتاسر شادی است . دسته دیگر بلاگها مربوط به علم ودانش می شود ، وقتی پیش خودم فکر می کنم که اگر قرار بود در این زمینه من بلاگ داشته باشم خودم از کار خودم خندم می گرفت حالا ببینید که مردم چی می گویند. خوب متاسفانه یک دسته آدمها هستند تا چهار تا کتاب می خوانند خیال می کنند علامه دهر شدند و می توانند در مورد هر چیزی سخنرانی کنند و به دیگران چیز یاد بدهند ولی وقتی به زندگی خودشان دقت می کنید می بینید که کمیت خودشان نیز لنگ می زند . پس در مورد علم و دانش نیز من نمی توانم چیزی بنویسم چون سوادش را ندارم، فقط همین مانده که چند نفر دیگر هم با حرفهای من گمراه بشوند . دسته دیگر بلاگها مربوط می شوند به مذهب و فرهنگ که همیشه دغدغه انسانها بوده است، ولی این دسته نیز چنگی به دل نمی زنند چون تازگیها فهمیدم که جدل در دین نوعی نادانی است که فقط ابلهان به آن مشغول هستند، وقتی خدا خودش می فرماید که از ابتدا تا انتها دین من یکی بوده و شما انسانها آنرا فرقه فرقه کرده اید من نمی دانم مردم چه اصراری دارند که از طرف خدا در مورد دین خدا با هم جدل کنند و خود در بین خود تفرقه ایجاد کنند و جالب تر اینجاست که همه آنها ادعا می کنند که خدا با آنهاست حال که اصلا معلوم نیست که آیا خودشان نیز با خدا هستند !!! پس بهتر دیدم که خودم را با یکی بودن با آنها خارج کنم تا شاید یکی کمتر ، بهتر باشد. پس با این همه اشکال بلاگ را با چه عنوانی آغاز کنم ، تنها راهی که می ماند همان راه قدیمی است که من هم پیروی میکنم ، یعنی حرف اول و آخر هر داستانی که سرش به تنش می ارزد و آن این است : یکی بود ، یکی نبود تمام ما از کودکی با این جمله در آغاز هر داستانی آشنا هستیم ولی هیچکدام از ما در آن دقت نکردیم که واقعا تمام داستان همین جمله است یکی بود و یکی نبود . یعنی زمانی که هیچکس نبود فقط یکی بود آن هم فقط او بود و در آخر داستان هم به همین جمله بر می خوریم که یکی بود ، یکی نبود ، یعنی که همه نیستند و فقط او هست .
تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 55
نویسنده : smjh
عظمت و شکوه قرآن کریم
قرآن همان قانون خدایی و ناموس آسمانی است که اصلاح دین و دنیای مردم را به عهده گرفته و سعادت جاودانی آنان را تضمین کرده است آیات آن سرچشمۀ هدایت، راهنمایی و کلماتش معدن ارشاد و رحمت است. اگر کسی مزاج روحی خود را با گناه مسموم کند از شهد و شیرینی قرآن لذّت نمی برد. همان طور که انسان معتادی که مزاجش را مسموم کرده است، نمی تواند از عسل لذّت ببرد و فقط از آن سمّ، لذت می برد لذا کسی هم که مزاج روحی خود را مسموم کند از تلاوت قرآن لذّت نمی برد؛ چرا که گناهان مانع می شوند وی طعم گوارای کلام الهی را بچشد.

منبع : برگرفته از کتاب تأثیر قرآن بر جسم و جان

در عالم هستی هیچ کتابی در فضیلت و برتری به پایۀ قرآن نمی رسد؛ زیرا نه تنها قرآن خلاصه و عصارۀ تعلیمات همۀ انبیاء الهی است، بلکه از همۀ موجودات آفرینش برتر و والاتر است. پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله در این باره فرمود:

«القُرْآنُ اَفْضَلُ کلِّ شَیءٍ دُونَ الله»؛ فضیلت قرآن به جز خدا از همه چیز برتر و بالاتر است.[1]

فضیلت قرآن از همه کتاب های آسمانی بیشتر و بالاتر است؛ زیرا کتاب های دیگر آسمانی برای برهه ای از زمان و مردم خاصّی فرود آمده بود. امّا قرآن برای همۀ زمان ها تا روز قیامت و برای همه انسان ها در همه مکان ها حتی برای غیر انسان ها مانند جنّ نازل شده و همه موظّف هستند به دستورات آن عمل کنند.

قرآن بهترین کلام و هدیه اوست، و نیز تکلم خدا با بشر است. انسان عاقل و فهمیده به هیچ عنوان حاضر نیست بین او و قرآن فاصله بیفتد. مگر نه این است که گوش و چشم انسان می خواهند لذت ببرند. چرا لذّت را با شنیدن و دیدن آیات و کلام الهی تأمین نکنند تا بخواهند از راه باطل چشم و گوش را به لذّت مادّی سرگرم کنند. اگر برای انسان، روشن و واضح شد که قرآن، هم کلام الهی و هم تکلم خداوند با بشر است، چرا به استقبال آن نمی شتابد!

اگر کسی مزاج روحی خود را با گناه مسموم کند از شهد و شیرینی قرآن لذّت نمی برد. همان طور که انسان معتادی که مزاجش را مسموم کرده است، نمی تواند از عسل لذّت ببرد و فقط از آن سمّ، لذت می برد لذا کسی هم که مزاج روحی خود را مسموم کند از تلاوت قرآن لذّت نمی برد؛ چرا که گناهان مانع می شوند وی طعم گوارای کلام الهی را بچشد.

قرآن اثر جود و بخشش الهی است که بر قلب بهترین افراد بشر نازل شده است، و پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله هم در رساندن این بخشش الهی کوتاهی نکرده، بلکه همۀ آن عطایا و مواهب الهی را به انسان های مستعد و قابل، ابلاغ کرده است. قرآن به منزلۀ یک تکلیف محض نیست، بلکه عطای خاص الهی است و چون آن حضرت در رساندن بخشش و بذل خداوند کوتاهی نکرده است، شما هم در پذیرش و فهمیدن آن کوتاهی نورزید.پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله فرمود: قرآن در گمراهی، مایۀ هدایت و در نابینایی، مایۀ روشنی و موجب بخشش لغزش ها است. قرآن انسان را از نابودی حفظ می کند و از انحراف رهایی می بخشد، فتنه ها را روشن می سازد، آدمی را از دنیا به آخرت می رساند، و کمال دین در آن نهفته است. هر کس از قرآن فاصله گرفت در آتش افتاده است.[2]

قرآن همان قانون خدایی و ناموس آسمانی است که اصلاح دین و دنیای مردم را به عهده گرفته و سعادت جاودانی آنان را تضمین کرده است آیات آن سرچشمۀ هدایت، راهنمایی و کلماتش معدن ارشاد و رحمت است. کسی که به سعادت همیشگی علاقمند است، و سعادت و خوشبختی هر دو جهان را می خواهد داشته باشد، بر وی لازم است که روز و شب با قرآن تجدید عهد کرده و ارتباطش را با آن محکم و استوارتر سازد، و آیاتش را به حافظۀ خود سپرده و با مغز و فکر خویش در آمیزد تا در پرتو آن کتاب آسمانی، به سوی رستگاری و سعادت جاودانی رهنمون شود.

پی نوشت ها


[1] مستدرك الوسايل، ج 4، ص 236.

[2] مستدرك حاكم، ج 1، ص 571.


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 60
نویسنده : smjh
دانستنی‌هایی جالب از قرآن کریم

زمین لرزه در قرآن..

"به نام خدای بخشنده مهربان"
آن گاه كه زمين شدیدا به لرزه در آید و بارهاى گرانش را بيرون آورد و
انسان می گويد كه آن را چه شده است؟!

در آن روز، زمين خبرهاى خود را باز مى گويد؛
چرا كه پروردگارت به آن الهام كرده است.
در آن روز مردم به صورت پراكنده [به سوى پروردگارشان ] باز مى گردند
تا [پاداش و كيفر] كارهايشان به آنان نشان داده شود.
پس هر كس هم وزن ذرّه اى كار نيكى انجام دهد،
[پاداش ] آن را مى بيند.
و هر كس هم وزن ذرّه اى كار بدى انجام دهد، [كيفر] آن را مى بيند.
"سوره ی زلزال"

غرور و تکبر...

هروقت غرور امد سراغت به این عکس نگاه کن

این نشانه کوچکی از عظمت پروردگار آسمان ها و زمین است
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ
فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ (لقمان/۱۸)

و روى خود را از مردم (به تکبّر) بر مگردان، و در زمین مغرورانه راه مرو، زیرا خداوند
هیچ متکبّر فخر فروشى را دوست ندارد.

زمین را گسترانید..

Zamin

سوره الرعد, آيه سه

و اوست كسى كهزمينرا گسترانيدو در آنكوهها

و رودها نهاد و از هر گونه ميوه‏اى در آن جفت

جفت قرار داد روز را به شب مي‏پوشاند قطعا در

اين [امور] براى مردمى كه تفكر مي‏كنند نشانه‏

هايى وجود دارد.

علامت سجده!

اثر سجده

سوره الفتح, آيه ۲۹

آنان را در ركوع و سجود مى‏بينى فضل و خشنودى

خدا را خواستارندعلامت [مشخصه] آنان بر اثر

سجوددر چهره‏هايشان است اين صفت ايشان است.


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 57
نویسنده : smjh
خانم آذر پنجه شاهي ( حافظ کل قرآن)

عکس قرآن و دست دختر برای پروفایل

خانم آذر پنجه شاهي ( حافظ کل قرآن)




بسم الله الرحمن الرحیم


خانم آذر پنجه شاهي ( حافظ کل قرآن)


قرآن كريم، سفره‌اي است كه خداوند براي همگان گسترده است و همه مي‌توانند با بهره مندي از آن،به كمال معنوي دست يابند.

يكي از كساني‌كه در سن بالا توانسته است خود را با قرآن كريم پيوند دهد،خانم آذر پنجه شاهياست.وي موفق شده‌است در 63 سالگي، قرآن را حفظ كند و از اين نظر نمونه‌اي براي حافظان قرآن به شمار مي رود.


خانم آذر پنجه شاهي ( حافظ کل قرآن)


* فشرده اي از زندگي خود را بيان فرماييد.


بنده آذر پنجه شاهي متولد سال 1319 هستم و 63 سال دارم.در 16 سالگي ازدواج كردم كه در آن زمان ، تحصيلاتم نهم دبيرستان بود. داراي 6 فرزند هستم كه بحمد‌الله همگي تحصيلات عاليه دارند. خود من بعد از 20 سال ترك تحصيل، ديپلم گرفتم.سال 58 در كنكور شركت كردم و رتبه‌ام در كنكور 124شد و در رشته‌ي علوم تربيتي دانشگاه شهيد بهشتي پذيرفته شدم. چون آن زمان شهيد رجايي از ديپلمه ها استفاده مي كرد، من مشغول به كار شدم و مدير مدرسه بودم.هر چند شاغل بودم و در زندگي با مشكلات زيادي گريبان گير بودم، ازدواج كردم و درسم را ادامه دادم.


* از انگيزه‌هاي رويكردتان به حفظ قرآن بگوييد؟

من از اول در مسير قرآن بودم. از همان بچگي كه چهار ساله بودم، كنار مادر بزرگم، قرآن مي‌خواندم. بعد معلم فاطميه بانوان بودم كه صوت و لحن و ترتيل تدريس مي‌كردم. بعد از انقلاب هم با اين‌كه مدير مدرسه بودم، كلاس‌هاي قرآن را خودم اداره مي‌كردم.
هم چنين سال هاي 64 تا 74 در تربيت معلم، قرآن تدريس مي‌كردم كه در اين ده سال كلاس‌هاي موفقي داشتم. بعد در كلاس حفظ قرآن، شركت كردم كه آن‌جا ترتيل را درس مي‌دادم. بعد يكي از دوستان «مجتمع قرآن پژوهان» را به من معرفي كرد. يك‌ساله حفظ قرآن را تكميل‌كردم و به آن‌جا رفتم. براي اين‌كه قرآن بيشتر در دلم جاي بگيرد، قرآن را حفظ كردم و نمي‌دانم به دليل اين نعمت، خدا را چگونه شكر كنم.


*در حفظ قرآن، از چه شيوه‌اي بهره گرفته‌ايد؟

شيوه‌ي كلاس قرآن پژوهان، شيوه‌ي مؤثري بود. روزي دو تا پنج صفحه حفظ مي‌كرديم و در پايان هر جزء، امتحان شفاهي و كتبي داشتيم. اگر به سه جزء مي‌رسيد، همه را دوباره امتحان مي‌گرفتند. اين روش را 11 ماه ادامه داديم تا كل قرآن را حفظ شدم.البته من آمادگي قبلي داشتم و 6 جزء را حفظ بودم. از 15آبان سال قبل شروع كردم و آخر مرداد امسال به پايان رسيد.


*در زمان حفظ با چه موانعي روبه رو بوديد و چگونه با آن ها برخورد كرديد؟

چون من چندجا كار مي كردم، نمي‌توانستم بعد از كلاس تمرين زيادي داشته باشم، ولي دوستانم وقت و فراغت زيادتر داشتند. البته نمره‌هاي من مثل آن‌ها خوب نبود. 14يا 15و گاهي 17 و 18مي‌شدم، ولي آن‌ها دانشجو و جوان بودند و نمره هاشان خوب بود.


*حتماً در روزگار حفظ قرآن،حالت‌هاي معنوي خوبي داشته‌ايد. جلوه‌هايي از آن حالت‌ها را بيان كنيد.

به يقين، حالت‌هاي معنوي در زمان حفظ زياد است و ما خدا را شكر مي‌كرديم كه اين حالت‌ها در قلب‌مان وجود دارد.من در اين عمري كه داشتم، قرآن بسيار خوانده ام، ولي به بعضي آيات كه مي‌رسيدم، احساس مي كردم تا به حال نخوانده ام و بيشتر در آن آيات تدّبر مي‌كردم. مثل آيه‌ي 110 سوره‌ي آل عمران (كه رمز نام حضرت علي است):«كنتم خَيرَ أمةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ؛ شما بهترين امت هستيد كه براي مردم خارج شدند…».
يك روز به ذهن من رسيد كه همان طور كه عدد نام حضرت110 است،«خيرِامٍ»‌نيز عدد 110 را دارد.چنين نكته‌هايي بر اثر تدّبر در قرآن بود كه به نظر ما مي‌آمد.هنگام ممارست و تدبر در قرآن مثل اين بود كه در عرش سير مي‌كنيم.


*حفظ قرآن در فهم آيات الهي چه تأثيري داشته است؟

ما معمولاً سه‌شنبه‌ها با دوستان تمرين داشتيم و پيش‌هم مي‌نشستيم و قرآن مي‌خوانديم.در همين جلسه ها احساس مي‌كرديم كه روح‌هاي ما به يكديگر اتصال دارد. هم آيات بهتر جا مي‌افتاد، هم نكته هاي جالبي به ذهنمان مي‌رسيد.


*حالت‌هاي رفتاري خود را پيش و پس از حفظ چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

ما فهميديم همان طور كه پيغمبر مي‌فرمايد: «فَاعبُد ربَك حتي يأتيك اليقين»، بايد عبادت كنيم تا به يقين برسيم. ما هم از قرآن چيزي مي‌دانستيم، ولي با حفظ، به يقين سطح بالايي دست يافتيم، البته نه به آن يقيني كه پيغمبر بدان رسيد؛چون ما خاك پاي آن ها نمي‌شويم. آيات ومفاهيم،بازتاب دهنده‌ي نورانيت قرآن است كه نام خود قرآن نيز نور است. وقتي اين نور در دل آدم جاي بگيرد، مثل اين است كه كليد برق را بزنيد، همه‌جا نوراني مي‌شود و اگر آدم براي رضاي خدا و با خلوص، قرآن حفظ كند، نور قرآن در وجودش جاي مي‌گيرد.

وقتي انساني با قرآن است، فكر و زبان و اعضا و جوارحش براي قرآن است. من وقتي حركت خوبي انجام مي‌دهم، طرف مقابل مي‌گويد كه انسان خوبي است، ولي وقتي حركت خوبي انجام مي‌دهم و طرف مرا به عنوان حافظ قرآن مي بيند، رويش اثر مي‌گذارد و مي‌گويد قرآن رويش اثر گذاشته است كه كار خوب انجام مي‌دهد.


*شيوه‌هاي خودتان در تدريس حفظ قرآن چيست؟

وقتي ما قرآن حفظ مي‌كرديم، مدرّس به ما مي‌گفت كه يك‌ساله نمي‌شود قرآن را حفظ كرد و مي‌گفت اين حفظ مقدماتي است تا شور و علاقه ايجاد كند. حالا در كلاس‌هايي كه خودم دارم و حفظ درس مي‌دهم، هفته‌اي 4صفحه را حفظ مي‌كنيم.خانم‌هايي كه در اين كلاس‌ها هستند ،30 يا 40 و 50 ساله هستند، ولي بسيار مسلط هستند و آيات را با شماره حفظ هستند.سفارش من به كساني‌كه مي‌خواهند حفظ كنند،اين است كه هفته‌اي چهار يا پنج صفحه حفظ كنند. من خودم روزي دو تا پنج صفحه حفظ مي‌كردم. شب‌ها همه‌جا و در همه حالت بايد حفظ مي‌كردم. در كلاسي كه داريم، اول با نوار مي‌خوانيم تا معني آن‌ها را كاملا بدانيم. آن وقت نكته‌اي از آيه را كه فهميديم، شروع به حفظ مي‌كنيم. سپس نوار را نگه مي داريم و دوباره هم‌خواني مي‌كنيم. نوار را روشن مي‌كنيم تا سه بار، تكرار و حفظ مي‌كنيم. آن وقت مي‌گوييم يكي از خانم‌ها بخواند و در كلاس حفظ مي‌شوند، ولي بايد خيلي تمرين كنند.


*براي كساني‌كه مي‌خواهند كار حفظ را آغاز كنند،چه سفارشي داريد؟

با تمام وجود به جوانان مي‌گويم لذتي كه آدم از حفظ قرآن مي‌برد، از هيچ‌كار ديگري نمي‌برد.سفارش مي‌كنم اين كار را شروع كنيد و ببينيد چقدر زيباست و چقدر كمك مي‌كند. وجود آدم چيز ديگري مي‌شود. من مي‌گويم چشيدني است؛ بايد چشيد، گفتني نيست. خدا كمكتان مي‌كند، فقط بايد وارد شويد. قرآن را فرا‌گير كنيد. مثل مسجدالحرام كه همه در هر سني دور كعبه نشسته‌اند و فقط قرآن را حفظ مي‌كنند، بايد ايران هم‌همين طور باشد. تبليغات در اين كار مهم است. بنابراين، كار نشريه‌ي بشارت، ارزنده است و سهم مهمي در جاانداختن فرهنگ قرآني داريد.


* اگر خاطره‌اي داريد، بفرماييد؟

من وقتي براي حفظ قرآن به مجتمع قرآن پژوهان مي‌رفتم، كلاس معمولاً براي نوجوانان و جوانان بود. با اين‌كه اصلاً احساس پيري نمي‌كردم، بچه‌ها تعجب مي‌كردند و مي‌گفتند: «خانم! شما براي حفظ اومديد؟!» براي آن‌ها عجيب بود و من مي‌گفتم: مگر من خيلي پيرم؟ اين خاطره‌ي قشنگي است كه براي من خيلي اتفاق افتاده است و باعث مي‌شد اشتياق جوانان براي حفظ بيشتر شود.
در خانواده‌ام هيچ كس مرا تشويق نكرد، حتي در ادامه‌ي تحصيل هم با مخالفت همسرم و بچه‌ها مواجه بودم. وقتي دانشگاه مي‌رفتم، 45 ساله بودم. خانم اخوي شهيد چمران با من هم‌كلاس بود و بچه داشت و باردار هم بود. خيلي برايش سخت بود، ولي مي گفت شما را كه مي‌بينم، روحيه مي‌گيرم.

خداي متعال، قرآن را آسان قرار داده است تا بخوانيم و بهره بگيريم.خداوند در سوره‌ي قمر بارها مي‌فرمايد: «لقد يسّرنا القُرآن لِلذّكرِ هَل مِنْ مُدَّكِر؛ ما قرآن را براي يادآوري آسان قرار داديم. آيا كسي هست كه فرا بگيرد؟» در اين آيات، خداوند پيوسته قسم مي‌خورد و مي‌فرمايد كه قرآن براي حفظ كردن آسان است، ولي بسياري از انسان‌ها اين حرف را جدي نمي‌گيرند و فكر مي‌كنند حفظ قرآن كار دشواري است.اگر وارد شود، با شوق و رغبتي كه در او ايجاد مي‌شود و احساس معنوي كه خواندن قرآن ايجاد مي كند، از آسان‌ترين كارهاي دنياست.


*منبع
سایت حوزه ، نشریه ی بشارت

_جامعه القران الکریم

خانم آذر پنجه شاهي ( حافظ کل قرآن)


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 58
نویسنده : smjh
خواندن متن سوره واقعه و بهره مندی از برکات بیشمار آن سوره واقعه پنجاه و ششمین سوره قرآن و مکی و دارای 96 آیه می باشد که اخبار قیامت و احوال آن در آن آمده است. این سوره در جزء بیست وهفتم قرآن کریم قرار دارد و قسمت کوچکی از اواخر این جزء را در برگرفته است. سوره واقعه چهل و چهارمین سوره ای است که پس از سوره شعراو قبل از سوره طه بر پیامبر نازل شده است و آثار و فضیلت زیادی دارد که در این بخش با آنها آشنا خواهید شد. سوره واقعه فضیلت سوره واقعه در روایات و احادیث روایات زیادی در منابع اسلامی در مورد فضیلت تلاوت سوره واقعه، آمده است: رسول خدا(علیه السلام)می فرماید: مَنْ قَرَأَ سُورَهَ الْواقِعَهِ کُتِبَ لَیْسَ مِنَ الْغافِلِیْنَ: «کسی که سوره واقعه را بخواند، نوشته می شود که این فرد از غافلان نیست». مجمع البیان، ج9، ص355 از حضرت رسول سۆال کردند:چرا با این سرعت آثار پیری در چهره مبارک شما ظاهر شده است؟ در پاسخ فرمود: شَیَّبَتْنِی هُودُ، وَ الْواقِعَهُ، وَ الْمُرْسَلاتُ، وَ عَمَّ یَتَسائَلُونَ: «سوره های هود، و واقعه، و مرسلات و عمّ مرا پیر کرد»! (;چرا که در این سوره ها اخبار تکان دهنده ای از قیامت و رستاخیز و حوادث هولناک و مجازات مجرمان آمده، همچنین داستانهای تکان دهنده ای از سرگذشت اقوام پیشین و بلاهائی که بر آنها نازل شد و نیز دستور به استقامت و پایداری). الأمالی شیخ صدوق، ص304 امام صادق ( ع ) می فرماید: مَنْ قَرَأَ فِی کُلِّ لَیلَهِ جُمْعَه الْواقِعَهَ أَحَبَّهُ اللّهُ، وَ أَحَبَّهُ إِلَی النّاسِ أَجْمَعِیْنَ، وَ لَمْ یَرَ فِی الدُّنْیا بُۆْساً أَبَداً، وَ لافَقْراً وَ لافاقَهً وَ لاآفَهً مِنْ آفاتِ الدُّنْیا، وَ کانَ مِنْ رُفَقاءِ أَمِیْرِ الْمُۆْمِنِینَ(علیه السلام): هر کس سوره واقعه را در هر شب جمعه بخواند، خداوند او را دوست دارد، و نزد همه مردم محبوبش می کند، هرگز در دنیا ناراحتی نمی بیند، فقر و فاقه و آفتی از آفات دنیا دامنگیرش نمی شود، و از دوستان امیر مۆمنان علی(علیه السلام) خواهد بود». احادیث سوره واقعه از امام باقر علیه السلام می فرماید: هر کس هر شب پیش از خواب سوره واقعه را قرائت کند، در حالی خداوند را دیدار می کند که چهره اش مانند ماه شب چهاردهم می درخشد. ثواب الاعمال، ص117 امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس به بهشت و ویژگی های آن مشتاق است، سوره واقعه را قرائت کند. ثواب الاعمال، ص117 محتوای سوره واقعه سوره واقعه در ابتدا از حوادث روز قیامت مانند تغییر وضعیت زمین، وقوع زلزله در آن و متلاشی شدن کوه ها سخن می گوید و سپس با دسته بندی مردم به سه گروه اصحاب یمین، اصحاب شِمال و سابقون، در روز قیامت جایگاه و پاداش ها یا عذاب های هر گروه را بیان می کند. این سوره دارای 370 کلمه است و تقریبا به اندازه نصف یک حزب قرآن، حجم دارد و نخستین سوره از سوره‏ های هفتگانه زمانیه است که با کلمه « اذا » آغاز می شود. متن سوره واقعه با معنی سوره مبارکه واقعه همراه با ترجمه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خدای بخشاینده مهربان 1) إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ چون قیامت واقع شود، 2)لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَةٌ که در واقع، شدنش هیچ دروغ نیست ، 3)خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ گروهی را خوار کننده است و گروهی را برافرازنده 4)إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا آنگاه که زمین به سختی بلرزد، 5)وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا و کوهها به تمامی متلاشی شوند، 6) فَکَانَتْ هَبَاء مُّنبَثًّا و چون غباری پراکنده گردند، 7) وَکُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً شما سه گروه باشید: 8)فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ یکی اهل سعادت، اهل سعادت چه حال دارند؟ 9) وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ دیگر، اهل شقاوت اهل شقاوت چه حال دارند؟ 10) وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ سه دیگر، آنها که سبقت جسته بودند و اینک پیش افتاده اند 11) أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ اینان مقربانند، 12) فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ در بهشتهای پر نعمت 13) ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ گروهی از پیشینیان ، 14) وَقَلِیلٌ مِّنَ الْآخِرِینَ و اندکی از آنها که از پی آمده اند، 15) عَلَی سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ بر تختهایی مرصع ، 16) مُتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِینَ رو به روی هم بر آنها تکیه زده اند 17) یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ پسرانی همواره جوان گردشان می چرخند، 18) بِأَکْوَابٍ وَأَبَارِیقَ وَکَأْسٍ مِّن مَّعِینٍ با قدحها و ابریقها و، جامهایی از شرابی که در جویها جاری است 19) لَا یُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا یُنزِفُونَ از نوشیدنش نه سر درد گیرند و نه بیهوش شوند 20) وَفَاکِهَةٍ مِّمَّا یَتَخَیَّرُونَ و میوه هایی که خود بر می گزینند 21) وَلَحْمِ طَیْرٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ و گوشت پرنده هر چه بخواهند 22) وَحُورٌ عِینٌ و حوران درشت چشم ، 23) کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ همانند مرواریدهایی در صدف 24) جَزَاء بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ همه به پاداش کارهایی که می کرده اند 25) لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًا در آنجا نه سخن لغو شنوند و نه گناه آلود 26) إِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا جز یک سخن :سلام ، سلام 27) وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ اما اصحاب سعادت ، اصحاب سعادت چه حال دارند ? 28) فِی سِدْرٍ مَّخْضُودٍ در زیر درخت سدر بی، خار، 29) وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ و درخت موزی که میوه اش بر یکدیگر چیده شده ، 30) وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ و سایه ای دایم ، 31) وَمَاء مَّسْکُوبٍ و آبی همواره جاری ، 32) وَفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ و میوه ای بسیار، 33) لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ که نه منقطع می گردد و نه کس را از آن بازدارند 34) وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ و زنانی ارجمند 35) إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء آن زنان را ما بیافریدیم ، آفریدنی 36) فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارًا و دوشیزگان ساختیم 37) عُرُبًا أَتْرَابًا معشوق همسران خویشند، 38) لِّأَصْحَابِ الْیَمِینِ برای اصحاب سعادت 39)ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ گروهی از پیشینیان ، 40)وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِینَ و گروهی که از پی آمده اند 41) وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ اما اصحاب شقاوت ، اصحاب شقاوت چه حال دارند ؟ 42)فِی سَمُومٍ وَحَمِیمٍ در باد سموم و آب، جوشانند 43) وَظِلٍّ مِّن یَحْمُومٍ در سایه ای از دود سیاه ، 44) لَّا بَارِدٍ وَلَا کَرِیمٍ نه سرد و نه خوش 45) إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُتْرَفِینَ اینان پیش از این در ناز و نعمت بودند 46)وَکَانُوا یُصِرُّونَ عَلَی الْحِنثِ الْعَظِیمِ و بر گناهان بزرگ اصرار می ورزیدند 47) وَکَانُوا یَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ و می گفتند:آیا زمانی که ما مردیم و خاک و استخوان شدیم باز هم ما رازنده می کنند، 48) أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ یا نیاکان ما را ؟ 49) قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ بگو:همه را، آنان که از پیش بوده اند و آنها که از پی شان آمده بودند، 50) لَمَجْمُوعُونَ إِلَی مِیقَاتِ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ همه در وعده گاه آن روز معین خواهند بود 51) ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا الضَّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ آنگاه شما ای گمراهان تکذیب کننده ، 52) لَآکِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ از درختان زقوم خواهید خورد، 53)فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ و شکمهای خود را پر خواهید کرد 54) فَشَارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ و بر سر آن آب جوشان خواهید نوشید 55) فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ چنان می نوشید که شتر تشنه آب می نوشد 56) هَذَا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ این است غذایشان در روز جزا 57) نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ما شما را آفریده ایم ، پس چرا تصدیق نمی کنید ؟ 58) أَفَرَأَیْتُم مَّا تُمْنُونَ آیا آن منی را که بیرون می ریزید دیده اید ؟ 59) أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ آیا شما او را می آفرینید یا ما آفریننده ایم ؟ 60) نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ما مرگ را بر شما مقدر ساختیم و ناتوان از آن نیستیم که 61) عَلَی أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنشِئَکُمْ فِی مَا لَا تَعْلَمُونَ به جای شما قومی همانند شما بیاوریم و شما را به صورتی که از آن بی، خبرید از نو بیافرینیم 62) وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَی فَلَوْلَا تَذکَّرُونَ شما از آفرینش نخست آگاهید، چرا به یادش نیاورید ؟ 63) أَفَرَأَیْتُم مَّا تَحْرُثُونَ آیا چیزی را که می کارید دیده اید ؟ 64) أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ آیا شما می رویانیدش یا ما رویاننده ایم؟ 65) لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ اگر می خواستیم خاشاکش می ساختیم تا در شگفت بمانید 66) إِنَّا لَمُغْرَمُونَ گویند:ما ثروت بر باد دادگانیم ، 67) بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ما بی نصیب ماندگانیم 68) أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاء الَّذِی تَشْرَبُونَ آیا آبی را که می نوشید دیده اید ؟ 69) أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ آیا شما آن را از ابر فرو می فرستید یا ما فرو فرستنده ایم ؟ 70) لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْکُرُونَ اگر، می خواستیم آن را تلخ می گردانیدیم پس چرا سپاس نمی گویید ؟ 71) أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ آیا آن آتشی را که می افروزید دیده اید؟ 72) أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُونَ آیا درختش را شما آفریده اید یا ما آفریننده ایم؟ 73) نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْکِرَةً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِینَ ما آن را هشداری و برای مسافران رهنورد، متاعی ساختیم 74) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ به نام پروردگار بزرگ خود تسبیح گوی 75) فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ پس سوگند به غروبگاه ستارگان 76) وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ و این سوگندی است اگر بدانید بزرگ 77) إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ هر آینه ، این قرآنی است گرامی قدر، 78) فِی کِتَابٍ مَّکْنُونٍ در کتابی مکنون 79 )لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ که جز، پاکان دست بر آن نزنند 80) تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ نازل شده از جانب پروردگار جهانیان است 81) أَفَبِهَذَا الْحَدِیثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ آیا این سخن را دروغ می انگارید ؟ 82) وَتَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ و نصیب خود را در دروغ انگاشتن آن قرار می دهید ؟ 83) فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ پس چرا آنگاه که جان به گلوگاه رسد، 84) وَأَنتُمْ حِینَئِذٍ تَنظُرُونَ و شما در این هنگام می نگرید، تکذیب نمی کنید ؟ 85) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنکُمْ وَلَکِن لَّا تُبْصِرُونَ ما از شما به او نزدیک تریم ولی شما نمی بینید 86) فَلَوْلَا إِن کُنتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ اگر قیامت را باور ندارید، 87) تَرْجِعُونَهَا إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ اگر راست می گویید، بازش گردانید 88) فَأَمَّا إِن کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ ، اما اگر از مقربان باشد، 89) فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِیمٍ برای اوست آسایش و روزی و بهشت پر نعمت 90) وَأَمَّا إِن کَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْیَمِینِ و اما اگر از اصحاب سعادت باشد: 91) فَسَلَامٌ لَّکَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ پس تو را از اصحاب سعادت سلام است 92) وَأَمَّا إِن کَانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضَّالِّینَ و اما اگر از تکذیب کنندگان گمراه باشد، 93) فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِیمٍ به آب جوشان مهمانش کنند، 94) وَتَصْلِیَةُ جَحِیمٍ و به دوزخش در آورند 95) إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ این سخن سخنی راست و یقین است 96) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی خواص سوره واقعه آثار، برکات و فضایل خواندن سوره واقعه: محبوبیت نزد مردم و خدا: امام صادق علیه السلام فرموده است: هر کس در هر شب جمعه سوره واقعه را قرائت کند، خداوند او را دوست دارد و او را محبوب همه مردم می گرداند و هرگز در دنیا ناراحتی، فقر و تنگدستی و آفتی از آفات دنیا به او نخواهد رسید و از همراهان و رفیقان امیرالمؤمنین علیه السلام خواهد بود. و این سوره ویژه امیرالمومنین علی علیه السلام است و هیچ کس در آن شرکت ندارد. ( ثواب الاعمال، ص117 ) آمرزش اموات: از امام صادق علیه السلاممی فرماید: سوره واقعه دارای منافع و بهره های زیادی است که قابل شمارش نیست. از جمله فواید این سوره آن است که اگر برای مرده ای خوانده شود، خداوند او را می آمرزد و اگر برای کسی که در حال احتضار و مرگ است بخوانند، مرگ و خروج روحش به اذن خدا آسان می شود. تفسیرالبرهان، ج5، ص250 محتوای سوره واقعه زایمان راحت: به همراه داشتن نوشته سوره واقعه موجب آسانی زایمان می شود. افزایش روزی و رفع فقر: تلاوت سوره واقعه هر شب انسان را از تنگدستی و گرفتاری می رهاند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند: سوره واقعه را به زنانتان یاد دهید؛ زیرا آن سوره بی نیاز کننده است. ( کنزالعمال، ج1، ص264 ) ایجاد برکت در زندگی: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر سوره واقعه را بنویسند و در خانه بگذارند، موجب افزایش خیر و برکت می شود و هر کس به قرائت آن مداومت ورزد، فقر از او برطرف می شود و در آن افزایش حفظ و توفیقات و وسعت در مال وجود دارد. مجمع البیان، ج9، ص355 افزایش رزق و روزی ختم سوره واقعه برای برآوردن حاجات برای برآورده شدن حاجات خود 40 شب، هر شب یک بار سوره «واقعه، مزمل، لیل، انشراح» را بخوانید و پس از خواندن این سوره ها این دعا را بخوانید: «یا رازق السائلین، یا راحم المساکین، یا ولی المؤمنین، یا غیاث المستغیثین، یا ارحم الراحمین، صل علی محمد و آل محمد واکفنی حلالک عن حرامک و بطاعتک عن معصیتک و بفضلک عمّن سواک، یا اله العالمین و صلی الله محمد و آله اجمعین» درمان با قرآن، ص111 ختم سوره واقعه برای افزایش رزق و روزی و رفع فقر برای افزایش رزق و روزی و رفع فقر از ابتدای هفته یعنی روز شنبه هر شب 3 بار سوره واقعه خوانده شود و شب جمعه 8 باراین سوره را بخوانید. به مدت 5 هفته این عمل را تکرار کنید و قبل از تلاوت هر بار این سوره این دعا را بخوانید: «اللهم ارزقنا رزقاً حلالاً طیّباً من غیرک استجب دعوتنا من غیر رد و اعوذ من الفضیحتین الفقر و الدّین و ادفع عنّی هذین بحق الامامین الحسن و الحسین علیهما السلام برحمتک یا ارحم الراحمین» (12) درمان با قرآن، ص111 سوره واقعه برای حاجت گرفتن سوره واقعه را کی بخوانیم؟ هرشب تلاوت سوره واقعه سبب می شود هیچ وقت دچار تنگدستی و گرفتاری نشوید. تلاوت سوره واقعه در هر شب جمعه سبب می شود تا خدا شما را دوست بدارد و محبوب همه بشوید. خواندن سوره واقعه برای کسی که در حال احتضار مرگ است، سبب می شود تا مرگ و خروج روحش آسان بشود. خواندن سوره واقعه هنگام زایمان درد زایمان را کاهش می دهد. بنابراین در هر زمانی خواندن سوره واقعه بدون فضیلت نیست پس اگر می خواهید لطف خدا شامل حالتان شود این سوره از قرآن را بسیار تلاوت نمایید.
تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 68
نویسنده : smjh
فوایدسوره ی واقعه معنای سوره های قرآن نام سوره های قرآن را در یک تقسیم بندی می توان به چند بخش و چند محور تقسیم کرد . درك و شناخت تناسب هر يك از اين نام‌ها با سوره‌ نياز به مراجعه به خود سوره و جای کاربرد آن نام در متن سوره دارد . تقسیم بندی یاد شده چنین است : ۱- یک دسته از سوره ها، به نام اشخاص است و نیازی به توضیح وترجمه ندارد. این سوره ها عبارتند از : یونس، هود، یوسف، ابراهیم، مریم، لقمان، محمد (ص) ، نوح . 2- دسته دیگر نامهایی است که از حروف مقطعه اول سوره ها گرفته شده است . مانند : طه یس، ص، ق 3- بعضی از سوره ها به نام برخی از حیوانات است، اقبیل : بقره ( گاو)، انعام ( چهار پایان )، نحل ( زنبور عسل)، نمل ( مورچه ) ، عنکبوت ، فیل . 4- دسته دیگری از سوره ها، به نام پدیده های طبیعی و مظاهر خلقت است همچون : رعد، نور، کهف (غار )، دخان (دود(طور ( نام کوه ) نجم ( ستاره ) ، قمر ( ماه )، دهر )روزگار ودوران )، حدید ( آهن )، تکویر ( درهم پیچیده شدن خورشید )، انفطار ( شکافته شدن )، انشقاق ( شکاف برداشتن و دو شقه شدن )، بروج ( برجهای دوازده گانه فلکی )،غاشیه ( فراگیری شب و قیامت )، فجر، شمس ( خورشید )،لیل ( شب ) ضخی ( روشنایی روز )، تین ( انجیر ) علق ( خون بسته، زالو ) زلزال ( زلزله )، عصر (عصر، روزگار و زمان )، فلق ( سپیده )، طارق ( ستاره ظاهر شونده(
تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 67
نویسنده : smjh
نکته هایی از قران ۸۶ سوره قرآن مکی ، و ۲۸ سوره مدنی است سوره « یس » به قلب قرآن مشهور است سوره های سجده ، فصلت ، نجم و علق عزانم مشهورند . سوره حمد به زبان بندگان نازل شده است . قرآن کریم در سوره « حمد » خلاصه شده است . سوره توبه « بسم الله الرحمن الرحیم » ندارد سوره الرحمن به « عروس » قرآن معروف است سوره نمل دو « بسم الله الرحمن الرحیم » دارد سوره قرآن با حروف مقطعه آغاز می شود سوره حمد دو مرتبه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده یک بار در مدینه و یک بار در مکه در سوره « همزه » از افراد عیبجو انتقاد شده است سوره های « فلق » و « ناس » به معوذتین معروفند سوره عادیات منسوب به حضرت علی (ع) است سوره اسراء به « بنی اسرائیل » معروف است سوره ای که در شان اهل بیت (ع) نازل شده است سوره « دهر » است . سوره « حجرات » سوره اخلاق و ادب است داستان گوساله پرستی بنی اسرائیل در سوره « طه » بیان شده است . آیه الکرسی در سوره بقره قرار دارد . آیه معروف « و ان یکاد الذین کفروا … » در سوره قلم قرار دارد . دعای « ربنا آتنا فی الدنیا حسنه … » در سوره بقره آیه ۲۰۱ می باشد . در آیه ۷ سوره احزاب نام پنج تن از پیامبران اولوالعزم بیان شده است . آیه معروف « امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف و السو ء » در سوره نمل آیه ۶۲ می باشد . آیه ای که سر بریده امام حسین (ع) در شام تلاوت فرمودند آیه ۹ سوره کهف می باشد . آیه حجاب در سوره نور آیه ۳۱ می باشد . آیه مشهور ولایت در سوره مائده آیه ۵۵ می باشد . آیه ای که ۵ وقت نمازهای یومیه در ان آمده است در سوره اسراء و آیه ۷۸ می باشد . در آیه ۶ و سوره مائده مراحل وضو بیان شده است به آیه « اناالله و انا الیه راجعون » « استرجاع » می گویند . منفورترین کار حلال نزد خداوند « طلاق » است . داستان معراج حضرت محمد (ص) در سوره اسراء بیان شده است . حضرت عیسی (ع) هم اکنون زنده است . حضرت یحیی (ع) به خاطر حمایت از عفعت و حجاب به شهادت رسید . نام گرامی پیامبر (ص) ۵ بار در قرآن آمده است ، ۴ بار به نام محمد (ص) و یک بار به نام احمد در سوره صف آیه ۶ . پیامبری که به هم سخن خدا ملقب شده است حضرت موسی (ع) « کلیم الله » می باشد . حضرت نوح به « شیخ الانبیاء » معروف است . حضرت هود بر قوم عاد مبعوث شد . لقب حضرت محمد (ص) حبیب الله است . پیامبر اکرم (ص) هنگام تلاوت آیه ۶۱ سوره یونس می گریست . پیامبرانی که با همدیگر در یک زمان می زیستند عبارتند از ( ابراهیم و لوط ) ، ( یوسف ویعقوب ) ، ( موسی وشعیب ) . حضرت ایوب (ع) نمونه صبر و بردباری بود . کتاب حضرت داود (ع) زبور بود . حضرت ابراهیم (ع) جد اول حضرت محمد (ص) بوده اند . حضرت زکریا کفالت حضرت مریم را بر عهده داشت . آیه ۸۶ سوره هود اولین آیه ای است که حضرت مهدی (ع) هنگام ظهورشان بر زبان مبارکشان جاری می سازد . آیه ۳ سوره مائده که درباره خلافت و جانشینی علی (ع) است آخرین آیه ای است که نازل شده است . سوره ای که در شأن حضرت زهرا (س) نازل شده « کوثر » است . دختر حضرت شعیب (ع) به عفت و حیا مشهور است . دو زن نمونه که قرآن به آنها اشاره نموده است عبارتند از : آسیه زن فرعون ، مریم مادر عیسی (ع) زن ابو لهب هیزم کش جهنم است . دو زن که به گمراهی از آنها نام برده شده است عبارتند از : زن لوط و زن نوح . ستمگرانی که نامشان در قرآن آمده عبارتند از : جالوت ، هامان ، سامری ، نمرود ، فرعون ، قارون و ابولهب . حیوانی که نمرود را به هلاکت رساند « پشه » بود . پرندگانی که لشکریان ابرهه را به هلاکت رساندند « ابابیل » نام داشتند . اصحاب کهف ۳۰۹ سال در غار خواب بودند . حیوانی که همراه اصحاب کهف به غار پناه برد سگ بود . لقب حضرت یعقوب (ع) اسرائیل است . قرآن طی مدت ۲۳ سال بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است . اولین گرد آورنده قرآن حضرت علی (ع) بود . نخستین مفسر قرآن حضرت علی (ع) بود نگاه کردن به قرآن کریم عبادت است سید رضی جمع آوری کننده سخنان حضرت امیرالمومنین در نهج البلاغه است . نهج البلاغه ۲۳۹ خطبه ، ۷۹ نامه و ۴۸۰ حکت ( اندرز ) دارد . ماههای حرام در سال ، چهار ماه ذی القعده ، ذی الحجه ، محرم و رجب . حضرت نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد (ص) ۵ پیامبر اولوالعزم هستند . صفات مومنان در سوره شوری ، اهل توکلند ، اهل اطلاعات و نماز ، اهل مشورت ، اهل انفاق هستند در سوره حجرات به سه نوع ادب اشاره می کند . ادب در برابر خدا ، ادب در برابر رسول خدا و ادب مردم در مقابل یکدیگر . هدف از آفرینش انسانها عبادت خداست . آیه شریفه ، ( ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنو صلو علیه و سلمو تسلیما ) در سوره احزاب آیه ۵۶ می باشد . خمس که یکی از فروع دین است در آیه ۴۱ سوره انفال بر مسلمانان واجب شده است . نام دیگر قرآن ( فرقان ) جدا کننده حق از باطل است . در سوره فصلت آمده : اعضا بدن انسان در روز قیامت به سخن در می آید و به اموری شهادت می دهند ..
تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 62
نویسنده : smjh
فریب شیطان رانخورید... معرفی اشخاص ذکر شده درقرآن معرفی اشخاص ذکر شده در سوره مبارکه بقره *********************** نام : آدم نخستین انسان آفریده شده از خاک و نخستین پیامبر خدا در روی زمین آدم به زبان عربی به معنی در آوردن، ساختن و خاک سرخ است. در قرآن کریم واژه آدم به صورت مفرد 15 بار، بنی آدم 7 بار و ابنی آدم و ذریه آدم و کمثل آدم هر کدام یک بار به کار رفته است. اکثریت لغویون و مفسران واژه آدم را علم شخصی گرفته و نام یک فرد دانسته اند و بعضی هم آن را مثل نسان و بشر، نوع دانسته اند. آدم در آیات 31 و 33 و 34 و 35 و 37 سوره بقره آمده است. *********************** نام : ابراهیم خلیل الله، دومین پیامبر اولوالعزم و از اجداد حضرت موسی و عیسی و محمد(ص) در 63 آیه از 25 سوره قرآن 69 بار نام ابراهیم ذکر شده و چهاردهمین سوره قرآن به نام اوست که 52 آیه دارد. کلمه ابراهیم لفظ عجمی است که مرکب از «اب» به معنای پدر و «راحیم» به معنای «رحیم» است. القاب او خلیل الله (برگرفته از آیه 125 سوره نساء) ابوالانبیاء و ابوالفتیان می باشد. این پیامبر بزرگ در شهر «اور» از شهرهای بابل به دنیا آمد و در همان جا بزرگ شد و با بت پرستان به مبارزه پرداخت و سپس به شام هجرت فرمود. اسحاق و اسماعیل از پیامبران الهی از فرزندان حضرت ابراهیم بوده اند. درباره مدت عمر این پیامبر الهی از 175 تا 200 سال ذکر شده و دفن وی به وسیله فرزندانش در «حبرون» همان الخلیل امروزی انجام گرفته است. در 12 آیه از سوره بقره کلمه ابراهیم آمده است. *********************** نام : ابلیس نام خاص موجودی زنده، مکلف، متمرد از فرمان الهی و رانده شده از درگاه وی درباره ریشه لغوی ابلیس برخی از لغت شناسان و مفسران آنرا واژه ای عربی از ریشه « ب-ل-س» به معنای یأس، حزن، درماندن ذکر کرده اند و برخی دیگر این واژه را عجمی (غیر عربی) دانسته اند. ابلیس به معنای کسی است که خیری نزد او یافت نشود و یا آنکه شر از او برخیزد و از رحمت الهی مایوس و پشیمان باشد. کلمه ابلیس در آیه 34 سوره بقره آمده است. *********************** نام : اسباط پیامبرانی از آل یعقوب (علیه السلام) اسباط جمع سبط و برگرفته از ریشه (س-ب-ط) به معنی امتداد و انتشار و در مورد نوادگان و افراد یک نسل به کار می رود. (العین، ص359) کلمه اسباط در آیات 136 و 140 آمده است. *********************** نام : اسحاق از پیامبرن الهی، فرزند حضرت ابراهیم و نیای بنی اسرائیل نام این پیامبر الهی 17 بار در قرآن کریم آمده است. مشهور لغویان اسحاق را واژه ای عبری می دانند که از «یصحاق» به معنای «می خندد» گرفته شده است اگرچه برخی آنرا عربی و مشتق از (س-ح-ق) دانستند. ( لسان العرب، ج6، ص 195) کلمه اسحاق در آیات 133 و 136 و 140 آمده است. *********************** نام : اسماعیل فرزند بزرگ حضرت ابراهیم جد اعلی پیامبر خاتم(ص) از پیامبران الهی ملقب به ذبیح الله اسماعیل واژه غیر عربی و معرب «اشماعیل» به معنی « خدایا دعایم را بشنو» واژه اسماعیل 12 بار در قرآن آمده است و به نظر بیشتر مفسران « اسماعیل صادق الوعد» در آیات 55-54 سوره مریم همان اسماعیل پسر حضرت ابراهیم است. همچنین آیات 107-101 سوره صافات که به داستان ذبح فرزند ابراهیم پرداخته نیز درباره حضرت اسماعیل است. پس از تولد حضرت اسماعیل از مادرش هاجر به فرمان خدا با راهنمایی جبرئیل در مکه که محل « غیر ذی زرع» ساکن شدند. (ابراهیم/37) کلمه اسماعیل در آیات 125 و 127 و 133 و 136 و 140 آمده است. *********************** نام : داود (علیه السلام) از انبیاء بنی اسرائیل نام حضرت داود (علیه السلام) شانزده بار در قرآن مجید آمده است. داود به عبری داوید تلفظ می شود که به معنی محبوب است. کلمه داوود در آیه 251 سوره بقره آمده است
به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران