عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 62
نویسنده : smjh

انصاف

يك روز عده­ ای از مردم ملا را ديدند كه مقداری سبزی و ميوه خريده و درخورجين گذاشته و خورجين سنگين را هم بر دوش خود انداخته و با همان سر ووضع سوار بر الاغش شده و به خانه می رود.

يكی از آن ميان گفت: ملا، چرا خورجين را روی شانه خودت گذاشته ­ای؟

ملا پرسيد: پس چكار بايد می­ كردم؟

آن مرد گفت: بهتر نبود آن را روی الاغت می ­گذاشتی؟

ملا با لحنی دلسوزانه جواب داد: دور از انصاف است كه هم خودم سوار الاغ شوم و هم خورجين سنگين را روی حيوان زبان بسته بگذارم.


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 47
نویسنده : smjh

گناهان یک شهید شانزده ساله

راوی که یکی از بچه­ های تفحص شهدا بوده، می ­نویسد: در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهیدشانزده ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت کرده بود.

گناهان یک روز او عبارت بودند از: سجده نماز ظهر طولانی نبود.زیاد خندیدم.هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد.

راوی در سطر آخر افزوده بود که: دارم فکر می­ کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم!


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 52
نویسنده : smjh

دخترک حاضرجواب

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد. ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد. از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود. دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 48
نویسنده : smjh
مسئولیت پذیربار آوردن مرد زندگی

مسئولیت‌پذیری در زندگی

همسر من مرد ۳۰ ساله ایست که هنوز در حال وهوای کودکی مانده است. تحصیل کرده است و موقعیت اجتماعی خوبی دارد.اما از همان ابتدای ازدواج مان متوجه برخی رفتارهای مشکوکش شدم. او بیش از حد تصور به پدرش وابسته است. پدرش هم مرد خوبیست اما تسلط کامل او به زندگی ما ، آزارم می دهد. قبلا شنیده بودم ممکن است ارتباط عروس و مادر شوهر با هم دچار مشکل شود و یا مادر شوهر در زندگی دخالت کند اما فکر نمی کردم وابستگی به پدر هم بتواند مشکل ساز شود. شوهرم با پدرش کار مشترک دارد و در حقیقت حقوق بگیر اوست.

پدر شوهرم به تمام خرج ها و کارهای زندگی ما واقف است تا جایی که همسرم به من می گوید اگر چیزی می خواهم به او بگویم. وقتی بیمار می شوم ، جای پسرش مرا به دکتر می برد. در رابطه با چینش خانه مان هم نظر می دهد. گاهی فکر می کنم بجای همسرم با او طرف هستم.نمی دانم چگونه شوهرم را متوجه این موضوع کنم که دوست دارم او مرد زندگی ام باشد نه پدرش! نمی دانم باید چه رفتاری داشته باشم؟ دوست گرامی با توضیحاتی که دادید برداشت من این است که با یک پدر بسیار حمایت گر و پسری که به ظاهر نمی خواهد به اندازه کافی مسئولیت زندگی خانوادگی خود را بر عهده بگیرد، مواجه هستیم.توجه کنید اصلا رفتارهای ایشان را دلیل بر دخالت ندانید بلکه صرفا محبت و توجه زیادی است که شکل افراطی و ازار دهنده به خود گرفته است و از طرف دیگر همسر شما هم در محیطی پرورش یافته که آموخته تمام مسئولیتهایش را باید بر گردن پدر انداخته و خودش شانه خالی کند.
تنها راه برخورد با این مساله اولا صبر و تحمل زیاد شماست و در ثانی صحبت آرام و دلسوزانه است.قرار نیست با همسرتان وارد چالش جدی شوید که حتما از پدرش فاصله بگیرد و .. بلکه باید سعی کنید مسئولیتها و علایق خود را به همسرتان گوشزد کرده و شرایط را طوری فراهم کنید که هر انچه مربوط به شما و همسرتان است توسط خودتان دو نفر مرتفع شود یعنی مسئولیت پذیری را در همسرتان تحریک کنید. مثلا وقت دکتر دارید و طبق معمول پدر همسرتان برای حمایت از پسرش می خواهد شما را به دکتر ببرد.از همسرتان خیلی صمیمانه تشکر کنید و برایش شرح دهید که دوست دارید با او به دکتر بروید و اگر امروز وقت ندارد ایرادی ندارد وقت را برای یک روز که خود ایشان وقت دارد تغییر دهید.در مورد چیدمان منزل و سایر موضوعات هم همین طور.سعی کنید خودتان دو نفر با هم صحبت کنید و به یک توافق برسید. وقتی چیزی لازم دارید و به شما اعلام می شود که از پدر همسرتان بخواهید؛ برای همسرتان شرح دهید که : پدر شما همیشه به ما توجه داشته است اما من این تقاضا را صرفا از شما دارم و .. با تغییرات در برخی برنامه ریزیها، گفتگوی صمیمانه و گوشزد کردن دایمی مسئولیتهای زوجین می توانید همسرتان را در زندگی موثرتر و پرنفوذ تر کنید.قدری هم تحمل و صبر خود را بالا ببرید.ضمنا حتما به اتفاق هم نزد مشاوره زناشویی مراجعه داشته باشید.در ادامه نیز برای پرورش هر چه بیشترمسئولیت پذیری،این توصیه ها را برای شما و همسرتان دارم:یکی از ویژگی های مهم شخصیتی که در موفقیت ما نقش عمده ای دارد مسئولیت پذیری است. مسئولیت پذیری یک الزام و تعهد درونی از سوی فرد برای انجام مطلوب همه فعالیتهایی است که بر عهده وی قرار گرفته است و از درون فرد سرچشمه می گیرد. خوشبختانه مسئولیت پذیری ارثی نیست بلکه معنا و مفهوم قراردادی، اخلاقی و تربیتی است که می تواند در هر زمانی فرا گرفته شود. ممکن است شما مجبور باشید به علت از دست دادن زمان یادگیری این ویژگی(دوران کودکی) زمان بیشتری صرف تمرین و اموختن کنید اما مهم این است که بالاخره مسئولیت پذیری را یاد خواهید گرفت. به همین سبب راهکارهایی جهت افزایش این مهم ارایه می گردد:_ از اشتباه کردن نهراسید
به خاطر داشته باشید که احساس مسئولیت هنگامی در افراد به وجود می آید که به انها مسئولیت داده شود. اگر از اشتباهات خویش درس بگیرید، عملکرد بهتری در انچه انجام می دهید، به دست خواهید اورد.
_ مسئول بودن به معنای پیروی کورکورانه از دیگران نیست
توانایی اخذ تصمیم درست، عامل عمده تکامل حس قدرت یا کنترل نمودن شرایط زندگی خویش است. نتایج پژوهش های متعدد حاکی از آن است که بین مسئولیت پذیری و تصمیم گیری رابطه تنگاتنگی وجود دارد.شکی نیست که مردد بودن و بی تصمیم بودن یک راه بی مسئولیت بودن است. با خود بیندیشید که در اتخاذ چه تصمیماتی دچار تردید می شوید. پس از پی بردن به این موضوع، از مهارت حل مساله بهره ببرید.
_ از برنامه ریزی غافل نشوید
برنامه ریزی و تهیه فهرستی از کارها، اهداف و وظایف تان به شما کمک می کند تا به اندازه توانتان تلاش کنید و انتظارات واقع بینانه ای از خودتان نداشته باشید. به علاوه مکتوب بودن اهداف تان سبب می شود که آنها را جدی تر بگیرید و برای نیل به آنها بیشتر تلاش کنید.
_ تلاش کنید که احساس قدرت خود را افزایش دهید
افراد برای برخورداری از عزت نفس زیاد به حس قدرت نیاز دارند. داشتن احساس قدرت به معنای آن است که فرد دارای منابع، فرصت و قابلیت تاثیر گذاری بر شرایط زندگی خویش است. بدین منظور لازم است تلاش کنید که فرصتهایی را برای ابراز کفایت خود به وجود آورید و به محض اینکه سطح کفایت تان بالا رفت، فرصتهای جدیدی به وجود آورید تا بتوانید آنچه را که آموخته اید تمرین کنید.
_ ثبات قدم داشته باشید
سعی کنید مسئولیتی را که پذیرفته اید حتی اگر خیلی کوچک به نظر می رسد به طور دقیق انجام دهید. مثلا اگر مسئولیت بیرون گذاشتن زباله به شما محول شده است سعی کنید همیشه خودتان این کار را انجام دهید. انجام دادن گاه گاه یک عمل باعث ایجاد خستگی و بی حوصلگی و در نتیجه ترک آن می شود.
_ تعریف دقیقی ازمسئولیت پذیریداشته باشید
مسئولیت پذیری یعنی قابلیت پذیرش، پاسخ گویی و به عهده گرفتن کاری که از کسی درخواست می شود و شخص حق دارد آن را بپذیرد یا رد کند. وقتی فردی می خواهد مسئولیت بپذیرد، باید برای او کاملا مشخص شود که موضوع درخواست چیست و در برابر به عهده گرفتن آن چه چیزی به دست می اورد. در واقع مسئولیت انتخابی آگاهانه است.

– if this is your content and you’re reading it on someone else’s site, please read the FAQ at momtaznews.com/content-only/faq.php#publishers.

پورتال ایران
باز نشر:سایت خبری تحلیلی ممتاز نیوز


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 46
نویسنده : smjh
ناگفته های زندگی

@@@ناگفته های زندگی@@@

داشته های هر ملتی ، به اندازه بزرگی افکار مردمان شان است

قورباغه ها

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند

قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند

لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند

عده ای از آنها ...

با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند

حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن به دنیا می آیند

تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است

اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان !

هر یک از ما بزی داریم ...

روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند. روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:"اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش! مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد.... سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد

روزی از روزها مرید ومرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند.صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:

سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم.ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد ودیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم.

مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....

نتیجه:

هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم

نگاه مثبت

یکی از استادهای دانشگاه تعریف می‌کرد
چندین سال پیش برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم
سه چهار ماه از آغاز سال تحصیلی گذشته بود که یک کار گروهی برای دانشجویان تعیین شد که در گروه‌های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام می‌شد

دقیقا یادمه از دختر آمریکایی که درست روی نیمکت کناری می‌نشست و نامش کاترینا بود پرسیدم که برای این کار گروهی تصمیمش چیه؟
گفت اول باید برنامه زمانی رو به ببینه، ظاهراً برنامه دست یکی از دانشجوها به نام فیلیپ بود
پرسیدم فیلیپ رو می‌شناسی؟
کاترینا گفت آره، همون پسری که موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو می‌شینه
گفتم نمی‌دونم کیو میگی؟
گفت همون پسر خوش‌تیپ که معمولا پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش می‌کنه
گفتم نمی‌دونم منظورت کیه؟
گفت همون پسری که کیف و کفشش همیشه ست هست باهم
بازم نفهمیدم منظورش کی بود
اونجا بود که کاترینا تون صداشو یکم پایین آورد و گفت فیلیپ دیگه، همون پسر مهربونی که روی ویلچیر می‌شینهاین بار دقیقا فهمیدم کیو میگه ولی به طرز غیر قابل باوری رفتم تو فکر
آدم چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه که بتونه از ویژگی‌های منفی و نقص‌ها چشم‌پوشی کنه… چقدر خوبه مثبت دیدن یک لحظه خودمو جای کاترینا گذاشتم، اگر از من در مورد فیلیپ می‌پرسیدن و فیلیپو می‌شناختم، چی می‌گفتم؟
حتما سریع می‌گفتم همون معلوله دیگه وقتی نگاه کاترینا رو با دید خودم مقایسه کردم خیلی خجالت کشیدم چقدر عالی میشه اگه ویژگی‌های مثبت افراد رو بیشتر ببینیم و بتونیم از نقص‌هاشون چشم‌پوشی کنیم.

طبع بلند و انسانیت ...

اسباب و اثاثیه برای منزل خریده بودم که برای حملش باید کارگر میگرفتم. با تا دو کارگر صحبت کردم، اولش گفتن 40 هزار تومن هزینه اش میشه ولی با 30 هزار تومن به توافق رسیدیم.
در هوای گرم خردادماه وسائل را بردیم طبقه بالا و داخل خانه گذاشتیم. وقتی آمدیم پایین سه اسکناس 10 هزار تومنی دادم به یک کدامشان، 10 هزار تومن را برای خودش برداشت و بقیه را به رفیقش داد.
نزدیکش رفتم و پرسیدم مگر با هم شریک نیستید؟ گفت چرا ولی رفیقم عیالواره و خرجش از من بیشتره. من هم برای این طبع بلندش دست کردم جیبم و 10 هزار تومن دیگه هم بهش دادم.
تشکر کرد و دوباره 5 هزار تومن به رفیقش داد و رفتند. متحیرانه با خودم فکر میکردم که هیچ وقت نتوانستم این قدر بزرگوار باشم، نه من و نه خیلی از اطرافیانم که ادعای تحصیلات و فرهنگ داشتیم...


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 60
نویسنده : smjh
دعا برای آرامش اعصاب و روان

دعا برایآرامش اعصابو روان


دعای آرامش اعصاب ، دعای آرامش اعصاب

دعای آرامش اعصاب وروان و ذکرهایی که در قرآن برای رفع اضطراب و دلشوره توصیه شده اند راهی مطمئن برای رسیدن به آرامش درونی و کسب آرامش اعصاب و روان است و بدانید که دلها تنها با یاد خدا آرام می شوند.

آرامش اعصابو وران با رسیدن بهآرامش درونحاصل می شود. هرکسی می داند که یاد خدا آرامبخش دلهاست پس برای رهایی از دلهره واضطرابو داشتن اعصابی آرام به خدا پناه ببرید.

برایآرامش اعصابچه کنیم

اگر کسی اعصاب خود را کنترل کند، دیگر خشمگین و عصبانی نمی شود، که از آن در آیات و روایات به "کظم غیظ" تعبیر شده است. خداوند متعال یکی از مهم ترین ویژگی های انسان های الاهی و پارسا پیشه را کظم غیظ و عفو از مردم می شمارد و می فرماید: "مؤمنان در هنگام عصبانیت خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم در می گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد".پس برایآرامش اعصاباین چند راه را پیش رو بگیرید:

پناه بردن به خدا

وضو گرفتن با آب سرد

دور کردن اسباب خشم و عصبانیت، از خود

صبر

دعا و نیایش

نماز و یاد خدا

صبر، دعا و نیایش، نماز و یاد خدا و توبه ازعواملی هستند که در ایجاد آرامش و سکون و طمأنینه، تأثیر بسزایی دارند و در باره نماز باید گفت که نماز که یاد خداست احیاگر روح و روان است و باعث رفع نگرانى‏ها واضطراب‏ها و آرامش انسان مى‏گردد.

آرامش اعصاب ، دعای آرامش اعصاب ، ذکر آرامش اعصاب

دعا و ذکر برایآرامش اعصابو کاهشاضطراب

به طور کلی یاد خداوند به هر شکل و صورتی موجب آرامش قلب است .

گفتن ذکر« ما شاءَ الله لا حَولَ وَ لا قوَّةَ إلّا باللهِ العَلِیِّ العَظیم » در ایجاد ارامش نقش موثری دارد .

میرزا احمد آشتیانی (ره) در کتاب هدیه احمدی اورده اند:

علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان فرمودند:جهت ارامش پیدا کردن دست روی سینه بگذارید ودر حالت نشسته و ایستاده چند مرتبه ایه 28 سوره رعد را بخوانید:

«الذّینَ امَنوا وتَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بذِکرِ اللهِ اَلا بذِکرِ الله تَطمَئِنُ القلوب » زیرا در ایجاد ارامش بسیارمؤثر است

حجت الاسلام صحفی می گوید: در اواخر عمر مبارک علامه طباطبایی، از ایشان خواستم برای آرامش قلب، دستوری بفرمایند، فرمودند:

«دست را روی سینه بگذار و سه ـ چهار بار نشسته و ایستاده (یا فرمود: ایستاده و نشسته ـ که یادم نیست ـ)

این آیه را بخوان:

«الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله؛ ألا بذکر الله تطمئن القلوب؛

کسانی که ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خدا آرام می گیرد، آگاه باش که با یاد خدا دل ها آرامش می یابد.»

در اوقات فراغت به تفصیل درباره‏ى نعمت‏هاى الهى و الطاف خاص او نسبت به خود فکر کنید و از خداوند و ائمه اطهار(ع) کمک بطلبید که ذکر خدا آرام‏بخش است و بدانید که محبت خداوند نسبت به بندگانش بیشتر از هر چیزى است که ما تصور مى‏کنیم طبق آیه ی " الا بذ کر الله تطمئن القلوب " به ذکر خدا دل آرام می گیرد، بنا بر این خواندن هر سوره ی از قرآن و همچنین خواندن دعا های وارده در مفاتیح الجنان بخصوص دعای کمیل ، دعای ندبه ، دعای مکارم الا خلاق ، مناجات شعبانیه ، زیارت عاشورا ، زیارت جامعه ی کبیره ، باعث آرامش روح و رفع پریشانی واضطراباز شما خواهد بود .

چرا که قرآن و دعا همه اش ذکر است.

البته خواندن سوره ی احقاف هر جمعه و مداومت بر سوره های قدر و عصرهمچنینآیت الکرسیدر رفع پریشانی و اضطراب وارد شده است . همچنین بسیار استغفار کردن ( گفتن ذکر استغفر الله ربی و اتوب الیه ) ومداومت بر ذکر " لا حول ولا قوة الا با الله العلی العظیم " در رفع پریشانی مؤثر است .( کتاب مفاتیح الحاجات)


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 51
نویسنده : smjh
اصلی ترین راه کسب آرامش

توبه

توبه با همةخواصی كه داردیك خاصیّت ویژه وممتاز، برای توبه كننده دارد، وآن ایجاد آرامش واطمینان روحی وروانی است.

در قرآن آیات فراوانی پیرامون توبه وفواید آن وجود دارد. یكی از آیاتی كه به گونه ای اشاره به موضوع مورد بحث ما داردوبه گونه ای آرامش را در نهاد گنه كاران ایجاد می كندوآنها را به رحمت الهی امید وار می سازد این آیه شریفه است كه: "قل یا عبادی الّذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله انّ الله یغفر الذنوب جمیعا انّه هو الغفور الرحیم؛ بگو ای بندگان من كه بر خود اسراف وستم كرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید كه خداوند همة گناهكاران را می آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده ومهربان است."

خاصیّت توبه بازگشت به خداوند است وموجب تخلیّة روان از فشار گناه می شود وحالت پاكی وطهارت نخستین را به انسان بر می گرداند. برای همین احساس آرامشی عمیق وجود انسان را فرا می گیرد و وقتی آرامش روحی و روانی ایجاد شد، انسان در زندگی به توفیقات عجیبی دست پیدا می كند.

رابطه ذکر و آرامش چیست ؟

قرآن یكی از عوامل آرامش را ""ذكر"" (یاد خدا) معرفی كرده است. چنانچه می فرماید: " الّذین آمنوا وتطمئنّ قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئنّ القلوب ؛ آنها (كسانی كه به خدا برمی گردند)كسانی هستند كه ایمان آورده اند، ودلهایشان به یاد خدا مطمئن (وآرام) است،آگاه باشید،تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد . "

اطمینان به معنی آرامش وقرار گرفتن است ودل مطمئن، همان نفس مطمئنّه است كه در آیة: « یا ایّتها النفس المطمئنّه ارجعی الی ربك راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی واد خلی جنّتی » آمده است كه پاداش كسی كه با یاد خدا به این مقام (اطمینان) رسیده، درآمدن در سلك بندگان خدا وورود به بهشت است.

باید فراموش نکرد که یاد خدا تنها به ذكر زبانی نیست اگرچه یكی از مصادیق روشن یاد خداست. زیرا آنچه مهم است به یاد خدا بودن در تمام حالات خصوصادروقت گناه است.

ذکر زبانی مقدمه ای برای رشد آدمی است !

درمعراج السعاده درباره ذكر حقیقی آمده است كه: "ذكر حقیقی عبارتست از یاد نمودن خدا در دل وچون زبان هم به موافقت دل حركت كند نور علی نور است واما مجرد ذكر زبان اگر چه هر گاه به قصد قربت وثواب باشد فایده بسیار برآن مترتب است اما اثر انس ومحبّت ویاد خدا در دل حاصل نمی شود. "

پس ذكرحقیقی ذكری است كه در دل به یاد خدا بودن را همراهی كردن واگرفقط بازبان خدا را یاد كنیم ولی دردل از یاداو غافل باشیم، این نوع ذكر، ذكر حقیقی وتأثیر گذار به حساب نمی آید ولذا قطعاً ذكری كه لقلقه زبان باشد اثر آرامش بخشی هم نخواهد داشت.

به هر حال قرآن یكی از عوامل آرامش را ذكر معرفی می كند. وآن ذكری می تواند عامل آرامش باشد، كه ذكر حقیقی (ذكر قلبی)باشد. ذكرقلبی است كه روح همة عبادتهای عملیّة می باشد.

اصلی ترین راه رسیدن به امنیت دل چیست ؟

تقوی از ماده (وقایه) به معنی نگهداری است وبه این معنی كه انسان خود را از زشتیها وبدیها وآلودگیها وگناهان نگه می دارد.

تقوی یك نیروی كنترل درونی است كه انسان را در برابر طغیان شهوات حفظ می كند ودرواقع نقش ترمز نیرومندی را دارد كه ماشین وجود انسان را در پرتگاهها حفظ واز تند رویهای خطرناك، باز می دارد.

به همین دلیل امیر المؤمنین علی (ع) تقوا را به عنوان دژنیرومند دربرابر خطرات گناه شمرده است. آنجا كه می فرماید: " اعلموا عبادالله آنّ التقوی دار حصن عزیز "(ای بندگان خدا ! بدانید كه تقوا قلعه ا ی محكم وغیرقابل نفوذ است.)

آیه شریفة: « الا انّ اولیاء الله لاخوف علیهم ولا هم یحزنون الّذین آمنوا وكانوا یتّقون لهم البشری فی الحیوه الدنیا والآخره....»

"آگاه باشید (دوستان و) اولیای خدا نه ترسی دارند ونه غمگین می شوند همانا كه ایمان آوردندو(از مخالفت فرمان خدا)پرهیز می كردند در زندگی دنیا وآخرت،شاد(ومسرور)ند.

این قرآن، شک و شبهه‌ای ندارد و هدایت‌گر متقین است. یعنی اگر بخواهیم دست عنایت خداوند روی سرمان باشد ، باید متقی باشیم

این آیه در بیان این نکته است که : دوستان واولیای الهی كه خود را متصف به دو صفت ایمان وتقوا كرده با شند، در دنیا وآخرت در امنیت وآرامش به سر می برند واین وعده ای است از طرف خداوند، وخداوند هم خلف وعده نمی كند.

رسیدن به امنیّت دل، راهی جز رعایت تقوا و پرهیز از گناه ندارد. تلاش و کوشش و به کارگیری عقل و درایت، خوب است و

نور کتاب قرآن

حتماً باید داشته باشیم، اما آنچه مهم است، عنایت خداوند تبارک و تعالی است.

کسی که صرفاً متکی به عقل و درایت خود باشد و لطف و عنایت پروردگار را ندیده بگیرد، ناگهان متوجه می‌شود که تدبیر او نتیجه عکس داده و اشتباهات بزرگی مرتکب شده است که تصور آن را نمی‌کرد. لطف خداوند باید شامل حال انسان بشود و در بن بست‌ها او را نجات دهد. دست عنایت پروردگار در هنگام هجوم دشمن جنّی یا انسی، به فریاد انسان می‌رسد و دشمنان را عقب می‌راند.

بسم الله الرحمن الرحیم* الم، ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ‏. * (سوره مبارکه بقره، آیات 1 و 2)

این قرآن، شک و شبهه‌ای ندارد و هدایت‌گر متقین است. یعنی اگر بخواهیم دست عنایت خداوند روی سرمان باشد ، باید متقی باشیم.

کسانی که چشم و گوش و زبان خود را تحت کنترل ندارند و هر گناهی از آنان سر می‌زند، مدتی مواظب کردار و گفتار خود باشند و نتیجه آن را ببینند.

گناهکار به خودش ظلم می‌کند و ظالم از نظر قرآن، قابلیّت هدایت و بهره‌مندی از هدایت عنائی? خداوند را ندارد ؛" انَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِین "

تقوا و پاکدامنی ریشه ای ترین راه برای داشتن زندگی راحت

اگر طالب زندگی بدون گره هستید، چاره‌ای جز رعایت تقوا و اجتناب از گناه ندارید. نمی‌شود که انسان رفیق خدا باشد و رابطه با خدایش محکم باشد، اما خداوند او را نجات ندهد. پروردگار متعال می‌گوید: تو یک قدم بیا، من ده قدم می‌آیم. اگر بنده رابط? خود را با خدا محکم کند، معلوم است که حق تعالی با فضل و لطف و عنایت خود، یک زندگی بسیار عالی و با نشاط و همراه با امنیّت دل برای او فراهم می‌کند.

نتیجه گیری :

كسانی كه این دو ركن اساسی ایمان وتقوا را داشته باشند چنان آرامش را در درون جان خود احساس می كنند كه هیچ یك از طوفانهای زندگی آنها را تكان نمی دهد. بلكه به مضمون روایت (المؤمن كالجبل الراسخ لا تحركه العواصف) همچون كوه در برابر تند باد حوادث استقامت به خرج می دهند .

فرآوری : زهرا اجلال



تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 45
نویسنده : smjh
چند نکته و پیام تفسيری از آيه ۷ سوره بقره؛ قلب مریض، قلب سلیم، قلب منیب

چند نکته و پیام تفسيری از آيه ۷ سوره بقره؛ قلب مریض، قلب سلیم، قلب منیب

چند نکته و پیام تفسيری از آيه ۷ سوره بقره:

خَتَمَ اللَّهُ عَلَى‏ قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى‏ أَبْصَرِهِمْ غِشَوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ‏


ترجمه
خداوند بر دلها و برگوش آنان مهر زده است و در برابر چشمانشان پرده‏اى است و براى آنان عذابى بزرگ است.


نکته ها
مُهر بدبختى كه خداوند بر دل كفّار مى‏زند، كيفر لجاجت‏هاى آنان است. چنانكه مى‏خوانيم: «يطبع اللَّه على كلّ قلب متكبّر جبّار»(135) خدا بر دل افراد متكبّر و ستم‏پيشه، مهر مى‏زند. و در آيه 23 سوره‏ى جاثيه نيز مى‏خوانيم: خداوند بر دل كسانى كه با علم و آگاهى به سراغ هواپرستى مى‏روند مهر مى‏زند. بنابراين مهر الهى نتيجه‏ى انتخاب بدِ خود انسان است، نه آنكه يك عمل قهرى و جبرى از طرف خدا باشد.
مراد از قلب در قرآن، روح و مركز ادراكات است. سه نوع قلب را قرآن معرّفى مى‏كند:


1. قلب سليم،2. قلب منيب، 3. قلب مريض.


ويژگى‏هاى قلب سليم‏الف: قلبى كه جز خدا در آن نيست. «ليس فيه احد سواه»(136)

ب: قلبى كه پيرو راهنماى حقّ، توبه كننده از گناه و تسليم حقّ باشد.(137)

ج: قلبى كه از حبّ دنيا، سالم باشد.(138)

د: قلبى كه با ياد خدا، آرام گيرد.(139)

ه: قلبى كه در برابر خداوند، خاشع است.(140)

البتّه قلب مؤمن، هم با ياد خداوند آرام مى‏گيرد و هم از قهر او مى‏ترسد. «اذا ذُكر اللّه وَجِلَت قلوبهم»(141) همانند كودكى كه هم به والدين آرام مى‏گيرد و هم از آنان حساب مى‏برد.


ويژگى‏هاى قلب مريض‏
الف: قلبى كه از خدا غافل است ولايق رهبرى نيست. «لاتطع من اغفلنا قلبه»(142)

ب: دلى كه دنبال فتنه و دستاويز مى‏گردد. «فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة»(143)

ج: دلى كه قساوت دارد. «جعلنا قلوبهم قاسية»(144)

د: دلى كه زنگار گرفته است. «بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون»(145)

ه: دلى كه مُهر خورده است. «طبع اللّه عليها بكفرهم»(146)


ويژگى قلب منيب‏

قلب منيب، آن است كه بعد از توجّه به انحراف وخلاف، توبه وانابه كرده و به سوى خدا باز گردد. ويژگى بارز آن تغيير حالات در رفتار وگفتار انسان است.

خداوند در آيات قرآنى، نه ويژگى براى قلب كفّار بيان كرده است:

الف: انكار حقايق. «قُلوبُهم مُنكِرة»(147)

ب: تعصّب. «فى قلوبهم الحَميّة»(148)

ج: انحراف و گمراهى. «صَرفَ اللّه قُلوبهم»(149)

د: قساوت و سنگدلى. «فَويلٌ لِلقاسيَة قلوبهم»(150)

ه : موت. «لاتَسمعُ المَوتى»(151)

و: آلودگى و زنگار. «بَل رانَ على قلوبهم»(152)

ز: مرض. «فى قلوبهم مَرض»(153)

ح: ضيق. «يجعلْ صَدره ضَيّقاً»(154)

ط: طبع. «طَبع اللّه عليها بكفرهم»(155)

قلب انسان، متغيّر و تأثيرپذير است. لذا مؤمنان اينچنين دعا مى‏كنند: «ربّنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا»(156) خدايا! دلهاى ما را بعد از آنكه هدايت نمودى، منحرف مساز.

امام صادق عليه السلام فرمودند: اين جمله (آيه) را زياد بگوييد و خود را از انحراف ايمن و درامان ندانيد.(157)
--------------------------------------------------------------------------------
135) غافر، 35.
136) نورالثقلين، ج‏4، ص‏57.
137) نهج‏البلاغه، خطبه 214.
138) تفسير صافى.
139) فتح، 4.
140) حديد، 16.
141) انفال، 2.
142) كهف، 28.
143) آل‏عمران، 7.
144) مائده، 13.
145) مطففين، 14.
146) نساء، 155.
147) نحل، 22.
148) فتح، 26.
149) توبه، 127.
150) زمر، 22.
151) روم، 52.
152) مطففين، 14.
153) بقره، 10.
154) انعام، 125.
155) نساء، 155.
156) آل‏عمران، 8.
157) تفسير نورالثقلين.


پيام ها

1- درك نكردن حقيقت، شايد بالاترين كيفرهاى الهى است. «ختم اللَّه على قلوبهم»

2- كفر و الحاد، سبب مهر خوردن دلها و گوش‏هاست. «الذين كفروا... ختم اللَّه»

3- در اثر پافشارى بر كفر، امتيازات اساسى انسان (درك حقايق و واقعيّات) سلب مى‏شود. «الّذين كفروا... ختم اللَّه»

4- كيفر الهى، متناسب با عمل ماست. «الّذين كفروا... ختم اللَّه»


آرى، جزاى كسى كه حقّ را فهميد وبر آن سرپوش گذاشت، آن است كه خدا هم بر چشم، گوش، روح و فكرش سرپوش گذارد. در واقع انسان، خود عامل بدبختى خويش را فراهم مى‏كند. چنانكه امام رضاعليه السلام فرمود: مُهر خوردن، عقوبت كفر آنهاست.( تفاسير نورالثقلين و كنزالدقائق.)

منبع: تفسير نور / حجة الاسلام محسن قرائتى / تفسير ذيل آيه۷ سوره بقره


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 43
نویسنده : smjh
چند نکته و پیام تفسيری از آيه 5 سوره بقره:

چند نکته و پیام تفسيری از آيه 5 سوره بقره:

چند نکته و پیام تفسيری از آيه 5 سوره بقره:

أُوْلَئِكَ عَلَى هُدىً مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏

ترجمه

تنها آنان از جانب پروردگارشان بر هدایتند و آنان همان رستگاران هستند.

نکته ها

پاداش اهل تقوا كه به غیب ایمان دارند و اهل نماز و انفاق و یقین به آخرت هستند، رستگارى و فلاح است. رستگارى، بلندترین قلّه سعادت است. زیرا خداوند هستى را براى بشر آفریده(122) و بشر را براى عبادت(123) و عبادت را براى رسیدن به تقوا(124) و تقوا را براى رسیدن به فلاح و رستگارى.(125)

در قرآن، رستگاران ویژگى‏هاى دارند؛ از جمله:

الف: در برابر مفاسد جامعه، به اصلاحگرى مى‏پردازند.(126)

ب: امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند.(127)

ج: علاوه بر ایمان به رسول خداصلى الله علیه وآله، او را حمایت مى‏كنند.(128)

د: اهل ایثار هستند.(129)

ه: در قیامت از حسنات، میزانِ سنگین دارند.(130)

رستگارى، بدون تلاش به دست نمى‏آید و شرایط و لوازمى دارد، از آن جمله در قرآن به موارد ذیل اشاره شده است:

* براى فلاح و رستگارى، تزكیه لازم است. «قد افلح من زكّاها»(131)

* براى فلاح و رستگارى، جهاد لازم است. «جاهدوا فى سبیله لعلكم تفلحون»(132)

* براى فلاح و رستگارى، خشوع در نماز، اعراض از لغو، پرداخت زكات، پاكدامنى، عفت، امانتدارى، وفاى به عهد و پایدارى در نماز، لازم است.

پيام ها

1- هدایتِ خاص الهى، براى مؤمنان واقعى تضمین شده است. «هدًى ‏من‏ ربّهم»
2- ایمان وتقوا، انسان را به فلاح ورستگارى مى‏رساند. «للمتقین، یؤمنون، المفلحون»

منبع: تفسير نور / حجة الاسلام محسن قرائتى / تفسير ذيل آيه 5 سوره بقره

____________________

122) خلق لكم ما فى الارض جمیعاً» بقره، 29.

123) و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» ذاریات، 56.
124) اعبدوا ربّكم... لعلكم تتقون» بقره، 21.
125) واتقوا اللَّه لعلكم تفلحون» مائده، 100.
126) آل‏عمران، 104.
127) آل‏عمران، 104.
128) اعراف، 157.
129) حشر، 9.
130) اعراف، 8.
131) شمس، 9.
132) مائده، 35.


تاریخ : چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400
بازدید : 46
نویسنده : smjh
چند نکته و پیام تفسيری از آيه 3 سوره بقره

وحی به امامان

چند نکته و پیام تفسيری از آيه 3 سوره بقره:

چند نکته و پیام تفسيری از آيه 3 سوره بقره:

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّارَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ‏

ترجمه

(متّقین) كسانى هستند كه به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مى‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ایم، انفاق مى‏كنند.

نکته ها

قرآن، هستى را به دو بخش تقسیم مى ‏كند: عالم غیب(115) و عالم شهود.

متّقین به كلّ هستى ایمان دارند، ولى دیگران تنها آنچه را قبول مى‏كنند كه برایشان محسوس باشد. حتّى توقّع دارند كه خدا را با چشم ببینند و چون نمى‏بینند، به او ایمان نمى‏آورند. چنانكه برخى به حضرت موسى گفتند: «لن نؤمن لك حتّى نَرى اللّه جهرة»(116) ما هرگز به تو ایمان نمى‏آوریم، مگر آنكه خداوند را آشكارا مشاهده كنیم.

این افراد درباره‏ ى قیامت نیز مى ‏گویند: «ما هى الاّ حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلكنا الاّ الدّهر»(117) جز این دنیا كه ما در آن زندگى مى ‏كنیم، جهان دیگرى نیست، مى‏میریم و زنده مى‏شویم و این روزگار است كه ما را از بین مى‏برد.

چنین افرادى هنوز از مدار حیوانات نگذشته‏ اند و راه شناخت را منحصر به محسوسات مى‏دانند و مى‏خواهند همه چیز را از طریق حواسّ درك كنند.

متّقین نسبت به جهان غیب ایمان دارند، كه برتر از علم و فراتر از آن است. در درونِ ایمان، عشق، علاقه، تعظیم، تقدیس و ارتباط نهفته است، ولى در علم، این مسائل نیست.

_____________________

115) غیب به خداوند متعال، فرشتگان، معاد و حضرت مهدى علیه السلام اطلاق شده است.

116) بقره، 55.

117) جاثیه، 24.

پيام ها

1- ایمان، از عمل جدا نیست. در كنار ایمان به غیب، وظایف و تكالیف عملى مؤمن بازگو شده است. «یؤمنون... یقیمون... ینفقون»

2- اساسى‏ترین اصل در جهان‏بینى الهى آن است كه هستى، منحصر به محسوسات نیست. «یؤمنون بالغیب»

3- پس از اصل ایمان، اقامه ‏ى نماز و انفاق از مهم‏ترین اعمال است. «یؤمنون... یقیمون... ینفقون» (در جامعه‏ى الهى كه حركت وسیر الى اللّه دارد، اضطراب‏ها و ناهنجارى‏هاى روحى و روانى و كمبودهاى معنوى، با نماز تقویت و درمان مى‏یابد و خلأهاى اقتصادى و نابسامانى‏هاى ناشى از آن، با انفاق پر و مرتفع مى‏گردد.)

4- برگزارى نماز، باید مستمر باشد نه موسمى و مقطعى. «یقیمون الصّلاة» (فعل مضارع بر استمرار و دوام دلالت دارد.)

5 - در انفاق نیز باید میانه‏رو باشیم.(118) «ممّا رزقناهم»

6- از هرچه خداوند عطا كرده (علم، آبرو، ثروت، هنر و...) به دیگران انفاق كنیم. «ممّا رزقناهم ینفقون»(119) امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: از آنچه به آنان تعلیم داده‏ایم در جامعه نشر مى‏دهند.(120)

7- انفاق باید از مال حلال باشد، چون خداوند رزق(121) هر كس را از حلال مقدّر مى‏كند. «رزقناهم»

8 - اگر باور كنیم آنچه داریم از خداست، با انفاق كردن مغرور نمى‏شویم. بهتر مى‏توانیم قسمتى از آن را انفاق كنیم. «ممّا رزقناهم»

________________

118) ممّا»، (مِن ما) است و یكى از معانى «مِن» بعض است. یعنى بعضى از آنچه روزى كرده‏ایم - نه همه را - انفاق مى‏كنند.

119) در اینگونه موارد كلمه «ما» به معناى هر چیز است.
120) بحار، ج 2، ص 17.
121) رزق»، به نعمت دائمى كه براى ادامه‏ى حیات طبق احتیاج داده مى‏شود، اطلاق مى‏گردد و قید تداوم و به اندازه‏ى احتیاج، آن را از مفاهیمِ احسان، اعطاء، نصیب، اِنعام و حظّ، جدا مى‏كند. التحقیق فى كلمات‏القرآن، ج‏4، ص 114.

منبع: تفسير نور / حجة الاسلام محسن قرائتى / تفسير ذيل آيه 3 سوره بقره


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران